مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٧ - مقصود از ظالم چیست؟
آن زن آهنگ یوسف را کرد وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ [١] و یوسف هم اگر نبود که دلیل پروردگار مشهودش بود، آهنگ او را میکرد؛ یعنی او هم یک بشر بود، یک جوان بود و غریزه داشت. آن زن به طرف یوسف رفت ولی یوسف به طرف او نرفت، یوسف هم اگر نبود که داشت یک شهودی میکرد، به سوی او میرفت. یوسف به حکم اینکه با ایمان بود و ایمان او یک ایمان کامل و در حد ایمان شهودی بود و بدی و زیان این کار را میدید، همان ایمانی که خدا به یوسف داده بود مانع و نگهدارنده او از این کار بود.
هر فردی از افراد ما بدون آنکه یک قوهای به زور جلوی ما را گرفته باشد، از بعضی لغزشها و گناهها معصوم هستیم به خاطر کمال ایمانی که ما به خطر آن گناهان داریم. مثلًا خود را از بالای پشت بام یک ساختمان چهار طبقه پرت کردن یا خود را داخل آتش انداختن یک گناه است اما ما این گناه را هرگز مرتکب نمیشویم چون خطر و زیان آن برای ما ثابت و مجسّم است. میدانیم دست به برق گرفتن همان و جان تسلیم کردن همان. فقط وقتی این گناه را مرتکب میشویم که از آن خطر چشم پوشیده باشیم. ولی یک بچه دست به آتش میزند؛ چرا؟ چون خطر این گناه آنچنان که برای ما مسجّل است برای او مسجّل نیست. یک نفر آدم عادل، ملکه تقوا دارد و به همین جهت بسیاری از گناهان را اصلًا انجام نمیدهد. همان ملکه به او در این حد عصمت میدهد. بنابراین عصمت از گناه بستگی دارد به درجه ایمان انسان به گناه بودن آن گناه و خطر بودن آن خطر. ما گناهان را تعبّداً پذیرفتهایم که گناه است یعنی میگوییم چون اسلام گفته است شراب نخور ما نمیخوریم، گفته قمار نکن نمیکنیم. کم و بیش هم میدانیم که بد است اما آنچنان که خطر «خود را در آتش انداختن» برایمان مجسم است، خطر این گناهان برای ما مجسم نیست. اگر ما همان اندازه که به آن خطر ایمان داریم به خطر این گناهان نیز ایمان میداشتیم، ما هم از این گناهان معصوم بودیم. پس عصمت از گناه یعنی نهایت و کمال ایمان. آن کسی که میگوید: لَوْ کشِفَ الْغِطاءُ مَا ازْدَدْتُ یقیناً [٢] (اگر پرده هم بر افتد بر یقین من افزوده نمیشود) قطعاً معصوم از گناه است. او در این سوی پرده هم پشت پرده را مجسم میبیند؛ یعنی مثلًا او حس میکند که با یک دشنام دادن در واقع عقربی برای جان خود آفریده، و به همین دلیل چنین کاری نمیکند. در اینکه قرآن نیز از ایمانهایی در این درجه یاد میکند شک نیست. و لهذا عصمت، نسبی است یعنی مراتب و درجات
[١]. یوسف/ ٢٤.[٢]. سفینة البحار، ج ٢/ ص ٧٣٤ (از علی علیه السلام).