مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - براهین فلسفی، مکمل راه نظم و راه خلقت و راه هدایت
پس ما در استدلالات خودمان این اشتباه را نکنیم. این حرف را هم اول مصریها آوردند و در دهان ما انداختند و گفتند «قرآن فقط از این راه میرود و همه آن حرفها غلط بوده، بیایید از این راه وارد شوید». بله، این خودش یک راهی است و درست هم هست، عوامالناس را هم باید از همین راه سوق داد چون برای عوامالناس اساس این است که باید ایمان داشته باشند. عوامالناس اصلا فکر نمیکند، بلکه وقتی موجود مخلوقی را دید وآثار قدرت و علم و اراده را دید و همین قدر [که فهمید] در ماورای محسوسات هم حقیقتی هست، به خدا ایمان پیدا میکند و ماورای ایمان به خدا از او چیز دیگری نمیخواهیم. یک وقت هست که ما میخواهیم ببینیم از چه راه مردم را بهتر و بیشتر میشود [به خداشناسی] سوق داد، اما یک وقت میخواهیم ببینیم آن راهی که در عین حال تمام راههای منطقی و عقلانی خلاف را سد کرده باشد و صد در صد شکل یک برهان به خود گرفته باشد [کدام راه است.]
تا وقتی که این براهین فلسفی به آن حرفها ضمیمه نشود، آنها شکل برهان بر وجود خدا به خود نمیگیرند. پس مکمل و متمم آن براهین، براهینی است که از راههای عقلانی و فلسفی اقامه شده باشد.
راههای فلسفی تنها این راه نیست؛ آنچه که من متناسبتر با این جلسه دیدم، همین راه سینوی بود که انتخاب کردم و عرض کردم. آن راهی که صدرا رفته است، از این راه خیلی شریفتر و عالیتر و متینتر است.
بوعلی سینا اولین بار در اشارات این حرف را زده و خودش هم ابتهاج کرده است و میگوید که این آیه کریمه قرآن: سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یکفِ بِرَبِّک أَنَّهُ عَلی کلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ [١] [مؤید همین راه است.] در زبان قرآن مثلا میخوانیم: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ [٢] ذات حق خودش بر خودش شهادت میدهد؛ یعنی ما از چیز دیگر بر ذات حق استدلال نمیکنیم، بلکه از خود ذات حق به ذات حق استدلال میکنیم. این منطق در آیه سَنُرِیهِمْ آیاتِنا ... هست. یا مثلا در دعای صباح میخوانیم: یا مَنْ دَلَّ عَلی ذاتِهِ بِذاتِهِ ای کسی که ذات خودش دلیل بر ذات خودش است. در دعای ابوحمزه میخوانیم: بِک عَرَفْتُک وَ انْتَ دَلَلْتَنی عَلَیک. در دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه میخوانیم: ا یکونُ لِغَیرِک مِنَ الظُّهورِ ما لَیسَ لَک حَتّی یکونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَک.
این مضمون در اسلام زیاد بوده است که اصلا در یک منطقی ذات خدا خودش دلیل بر خودش است و هیچ احتیاج نیست که ما از راه اشیاء بر وجود خدا استدلال کنیم. آن شعر شبستری
[١]. فصّلت/ ٥٣.[٢]. آل عمران/ ١٨.