مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - از نظر حکمای الهی حدوث ذاتی کافی است برای مخلوقیت
معمولا به نظریه «خلقت» ایراد میگیرند و میگویند با تحقیقاتی که در علمِ امروز شده است، دیگر خلقت معنی ندارد؛ چون خلقت یعنی حدوث زمانی موجودات، و بر طبق نظریه لاوازیه موجودی معدوم نمیشود و معدومی موجود نمیشود.
دیشب که ما اولین بار برنامه پرسش و پاسخ را در حسینیه ارشاد اجرا کردیم و ورقههایی پخش کردیم و سؤالاتی کردند و اتفاقا سؤالات خیلی خوبی هم در بین آنها بود، یکی از سؤالها که خیلی خوب به این مباحث ما میخورد این بود که امروز دیگر راهی برای اثبات خدا وجود ندارد، چون یا خدا را اثبات میکردند از باب اینکه خالق اشیاء است، که با پیدایش نظریه لاوازیه (که هیچ موجودی معدوم نمیشود و هیچ معدومی موجود نمیشود) معلوم شد خلقتی در کار نیست، و یا اینکه خدا را از راه نظم اثبات میکردند، که با اثبات اصولی که امروز در نظریه تکامل کشف شده است، معلوم میشود که همان قوانین طبیعت کافی است که نظم را به وجود آورد و لزومی ندارد ما قائل به یک مدبّر شاعری باشیم که او به وجود آورنده این نظم باشد. بنابراین امروز دیگر دلیلی برای وجود خدا باقی نمانده است.
ببینید! قسمت اول این سؤال این حرف است که در علم امروز دیگر مسأله خلقت مطرح نیست.
جناب آقای روزبه! موضوع سؤال ما امروز در اطراف همین جمله است، ولی با این اضافه که بر من- از باب اینکه مطالعاتم در این زمینه مطالعاتی سطحی بوده نه از روی تحصیل- این مطلب روشن نیست که آیا نظریه لاوازیه مدعی است که مجموع مقدار وزن اجرامی که در عالم هست کم و زیاد نمیشود و میزان ثابتی است؟ (یعنی اگر مثلا وزن همه اشیاء عالم محدود و متناهی باشد و آن را با یک رقم بتوانیم نشان بدهیم، آن رقم هیچ وقت نه یک واحد کم میشود و نه یک واحد زیاد) یا واقعا مقصود همان چیزی است که از نظر فلسفی تعبیر میکنند: موجود معدوم نمیشود و معدوم موجود نمیشود (یعنی هر چیزی که موجود میشود، در واقع صورت و ظاهرش عوض شده و همانی است که قبلا بوده).
در مقام مثال، اگر جمعیت عالم را در سه میلیارد کنترل کنند به طوری که موالید و وفیات را چنان نظم بدهند که در همان ساعتی که هزار نفر متولد میشوند هزار نفر بمیرند، میگوییم پس مجموع انسانها در عالم همیشه ثابت است؛ اما عدد آنها همیشه ثابت است و هرگز فرد ثابت نیست، افراد میمیرند و افراد دیگری جای آنها میآیند. آیا منظور از بقای ماده (یا آنچه بعد گفتهاند: بقای مجموع ماده و انرژی) این است که مجموع مقدار باقی است، یا منظور این است که افراد و اشخاص باقی است؟ این یک سؤال.