مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٧ - حدیث غدیر و تواتر آن
باشند. مثلًا شخصی نقل میکند که من فلان خبر را از رادیو شنیدم. شما گمان پیدا میکنید که این سخن راست باشد اما هنوز منتظرید که دیگران چه میگویند. از یک نفر دیگر هم میشنوید، گمانتان قویتر میشود. بعد میبینید که افراد زیادی همین حرف را میزنند. نمیتوانید احتمال بدهید که همه اینها خواستهاند دروغ بگویند. حتی باید [تعداد ناقلان] در حدی باشد که تبانی بر دروغ هم در آن درست نباشد چون در یک حدی ممکن است افراد بشر تبانی کنند ولی اگر از آن حد بیشتر باشد تبانی امکان ندارد. تواتر یعنی [تعداد نقل خبر] فوق تبانی باشد. مثلًا در همین مثالی که عرض کردم ممکن است ده نفر با همدیگر تبانی کنند که بگویند ما فلان خبر را از رادیو شنیدیم. تا دویست نفر ممکن است تبانی کنند ولی گاهی قضیه به حدی میرسد که اصلًا نمیشود احتمال داد که تبانی باشد. مثلًا شما میروید به جنوب تهران میبینید شخصی میگوید رادیو چنین چیزی گفته.
بعد میروید شرق تهران میبینید افرادی آن خبر را نقل میکنند. بعد میروید غرب تهران، همین طور. نمیتوانید احتمال بدهید که همه اینها با یکدیگر تبانی کردهاند. این را میگویند تواتر.
شیعه مدعی است که نقل خبر غدیر در حدی است که ما احتمال تبانی هم در آن نمیتوانیم بدهیم و بگوییم مثلًا چهل نفر از صحابه پیغمبر تبانی کردند بر یک دروغ، خصوصاً که بسیاری از ناقلان این خبر جزء دشمنان علی علیه السلام بوده یا از طرفداران ایشان شمرده نشدهاند. اگر ناقلان فقط از تیپ سلمان و ابوذر و مقداد- یعنی همانها که دور علی میچرخیدند- بودند، میشد احتمال داد که اینها علاقه مفرطی به علی علیه السلام داشتند و با تبانی چنین حرفی زدهاند؛ در حالی که این خبر را کسانی نقل کردهاند که علاقهای به علی علیه السلام نشان ندادهاند. امثال ملاعلی قوشچی میگویند این خبر واحد است و به حد تواتر نرسیده است، ولی شیعیان میگویند خیر، خبر واحد نیست، این هم کتابها.
در حدیث غدیر، پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: ا لَسْتُ اوْلی بِکمْ مِنْ انْفُسِکمْ؟ قالوا بَلی آیا من از خود شما بر شما اولویت ندارم [١]؟ گفتند: بلی. بعد فرمود: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ. معلوم است که میخواهد همان اولویت خودش بر نفوس را برای علی علیه السلام تصویب کند.
[١]
. اشاره به آیه قرآن (سوره احزاب، آیه ٦) است که: النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ پیغمبر چون از جانبخداست، بر جان و مال و بر همه چیز مردم از خود مردم اولویت دارد. هرکسی اختیار مال و جان و همه چیز خودش را دارد اما پیغمبر در همین اختیارداریها از خود صاحباختیارها صاحباختیارتر است. البته پیغمبر هیچ گاه کاری را- العیاذ باللَّه- به خاطر نفع خودش انجام نمیدهد. او نماینده جامعه اسلامی از طرف خداست. انسان اختیار مال و جان خودش را دارد برای خودش، پیغمبر این اختیار را بیشتر دارد برای جامعه اسلامی.