مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٩ - « ذره بی انتها » خصوصیات انسان، نشانه دخالت عنصر سوم
انسان که پیر میشود قدرت یادگیریاش کم میشود، ولی به قول برگسون که همین نظریه قدما را قبول دارد: این، ابزارها هستند که کند شدهاند، نه [اینکه] آن ظرف واقعی [پر شده باشد.] او معتقد است اشتباه است کسی خیال کند چیزی فراموش میشود؛ هیچ چیزی فراموش نمیشود و فراموشیهای ما عبارت است از اینکه قدرت بازگرداندن از حافظه به شعور ظاهر از ما گرفته میشود، نه اینکه آن شیء از حافظه ما محو شده؛ از حافظه چیزی محو نمیشود.
اگر بگوییم ظرفیت روحی ما پایانناپذیر است، و اگر ما بتوانیم علمی را از غیرمجرای این ابزارهای مادی که کهنه و فرسوده میشوند بگیریم (مثلا از طریق الهام الهی)، ممکن است بینهایت معلومات بگیریم. [بنابراین] به قول آنها یک پیغمبر میتواند بینهایت معلومات داشته باشد؛ ما هم میتوانیم و روح ما هم آن ظرفیت را دارد، ولی چون از طریق چشم و گوش و اعصاب و ...
میخواهیم بگیریم، زمان و تدریج میخواهد و اینها کهنه و فرسوده میشوند و طبعا قدرت یادگیری ما آنقدر زیاد نیست و آن خزانه ناقص میماند و خیلی رشد نمیکند. اگر بتوانیم از طریق الهام و اشراق بگیریم و زحمت و فشاری روی مغز و اعصاب ما وارد نیاید، ممکن است علم بینهایت بگیریم.
امیرالمؤمنین فرمود که پیغمبر در لحظات آخر برای من در یک «آن» و در یک لحظه، هزار در از علم باز کرد که از هر دری هزار در باز میشد. این مسلّم از یک مجرای دیگری غیر از مجرای شنیدن و گفتن بوده، و الّا با شنیدن و گفتن، در یک لحظه این قدر معلومات امکان ندارد که [منتقل شود.] جمله دیگری حضرت امیر در نهجالبلاغه دارد که از این نظر جمله جالبی است.
ایشان میگویند: کلُّ وِعاءٍ یضیقُ بِما جُعِلَ فیهِ الّا وِعاءَ الْعِلْمِ فَانَّهُ یتَّسِعُ بِهِ [١] خاصیت هر ظرفی این است که وقتی مظروف را در آن بریزند دائما گنجایشش کمتر میشود یضیقُ بِما جُعِلَ فیهِ یعنی ضیقش بیشتر میشود؛ مقصود این است که گنجایش آن کمتر میشود) [٢] مگر ظرف علم که هرچه بیشتر در آن بریزند گنجایشش بیشتر میشود؛ چون ظرف علم گنجایشش مساوی است با مظروفش؛ اینجا ظرف و مظروف یک چیز است. تقریبا مثل مکان و جسم است که مکان قبل از جسم وجود ندارد و جسم که به وجود بیاید مکان به وجود آمده است.
میگویند در این نظریه معروفی که «آیا جهان از نظر ابعاد متناهی است یا نامتناهی؟» که اینشتین بر اساس نظریه مخصوص خودش معتقد شده است ابعاد جهان متناهی است، مترلینگ که منکر این نظریه است در یک مباحثهای به اینشتین گفته است فرض کن ما رفتیم در همان مرز عالم
[١]. نهجالبلاغه، حکمت ٢٠٥.[٢]. اگر ما در یک ظرفی (ولو آن ظرف به اندازه اقیانوس باشد) چیزی بریزیم (ولو مظروف به اندازه یک لیتر آبباشد)، به اندازه همان مظروف از گنجایش ظرف کاسته شده است.