مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - نقد کتاب « راه طی شده »
اگر از یک دانشمند بپرسید «علم چیست؟» بالاخره خواهد گفت علم یعنی بیان روابطی که در طبیعت مابین علل و معلولهای مشهود وجود دارد [١]. هر محققی که در آزمایشگاه سرگرم تجربیات میشود و متفکری که در اوضاع اجتماع خود غور مینماید، هدفی جز این ندارد که اوّلا حوادث و قضایای طبیعت را موشکافی کرده، دقیقا بشناسد و ثانیا ریشه این حوادث و قضایا و ارتباطی را که مابین آنها وجود دارد کشف کند [٢]. هیچ دانشمندی نیست که کوچکترین شیئی یا حادثهای را مستقلّ اتفاقی دانسته [٣]، به یک شیء دیگر یا علتی نسبت ندهد و بالعکس ضعیفترین عملی را ضایع شده و بیاثر بپندارد [٤]. بنابراین، علم صریحا یا تلویحا متکی بر قبول وجود علت و معلول است و منکر استقلال ذاتی یا اتفاقی بودن اشیاء میباشد [٥]. عالِم نه تنها معتقد به حقیقت میباشد و دنیا را پوچ و بیاساس نمیپندارد، بلکه یقین به وجود یک انتظام کلی و ارتباط قطعی که حاکم بر طبیعت است نیز دارد [٦]. علاوه بر این هیچ محققی نیست که اگر در گوشه آزمایشگاه خود روی یک حادثه کوچکی قانونی را کشف نمود، آن قانون را در هر جای دیگر طبیعت جاری و ساری نداند [٧]، پس در واقع حقیقت مکشوف را همه جایی و لایزالی نشناسد. بنابراین دانشمند عملا معتقد است که هیچ چیز طبیعت بیاساس و منشأ نبوده، یک نظم واحد متقن ازلی در سراسر دنیا وجود دارد [٨].
خداپرست چه میگوید؟ او میگوید دنیا دارای مبدأ و اساس بوده، یک ناظم واحد ازلی قادری به نام خدا بر سراسر آن حکومت میکند. تنها تفاوت در این است که عالِم صحبت از نظم میکند و موحّد ناظم را اسم میبرد.
اینجاست که مطلب به کلی خراب میشود؛ زیرا مطلبی که تا اینجا گفتید- که علم جز روابط علت و معلول را کشف نمیکند و علم برای هر چیزی علتی قائل است و این قانون را تعمیم
[١]. یعنی اصل علیت؛ همان رابطهای که میان هر معلولی و علت فاعلی آن است.[٢]. راست است؛ علم روابط علت و معلول را به دست میآورد.[٣]. درست است؛ هیچ کسی نیست که حادثهای را مستقل از حوادث دیگر بداند و برایش هیچ علتی قائل نباشد.[٤]. یعنی هیچ معلولی هم نیست که او آن را منشأ یک اثر دیگر نداند.[٥]. علم منکر صدفه و اتفاق است.[٦]. ارتباط قطعی همانی است که ناشی از علت و معلول است.[٧]. اصل تعمیم؛ عالم وقتی آزمایش میکند، در مورد یک امر جزئی چیزی کشف میکند، ولی میداند طبیعتْیک جریان واحد متحدالشکلی دارد؛ یعنی اگر روی آب مثلا در اروپا آزمایشی کردند و خاصیت آب را به دست آوردند، نمیگویند آبهای داخل آزمایشگاه یا آبهای اروپا این خاصیت را داشت، بلکه میگویند آب در دنیا این خاصیت را دارد.[٨]. نظمی که تا اینجا خواندیم، نظم ناشی از علت فاعلی بود، چیز دیگری نبود.