مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - ٢ نظر علوم درباره هدایت در جمادات
ببینید! برای اجسام و اجرام خواصی هست که اینها را میتوان خواص ضروری و لاینفک دانست که محال است غیر از این باشد و آن، همان خواص مقداری و ریاضی اشیاء است. مثلا اگر جِرمی و جسمی دارای فلان حجم است، لازمهاش این است که اگر این جسم را نصف کنیم، حجم نصف هم نصف حجم کل باشد؛ یا خواصی که در ریاضیات برای مکعب ذکر میکنند. این خواص لازمه شیء و غیرقابل تفکیک است [١].
ولی ما در حرکات اشیاء یک نظم بالخصوص و یک جریانی را میبینیم. مثلا علم قانونی را کشف کرده و اسم آن را «قانون جاذبه» گذاشته. خیلی از افراد خیال میکنند قانون جاذبه نیوتن یعنی رمز مادی حرکات اشیاء و اصلا قانون جاذبه نیوتن در بیان بعضی افراد یعنی رمز مادی حرکات موجودات، در صورتی که ارزش قانون نیوتن فقط به مقداری است که خود نیوتن گفته است و آن این است که او همین قدر کشف کرده که یک نوع کشش و جذب و انجذاب میان اجرام عالم وجود دارد و فرمولش را هم به دست داده. اما آیا این را تعریف کرده یا توانسته تعریف کند؟
در تعریف آن میگویند: جاذبه (یا کشش)؛ یعنی از روی اثر تعریف کردهاند. این، تعریف و بیان حقیقت مطلب نیست. فیزیک همین قدر میگوید چیزی [وجود دارد.] اصلا خود نیوتن حرفش این است که من «چیزی» میبینم در میان اجسام و اجرام که عجالتا اسمش را میگذارم جاذبه. یادم نیست این را کجا دیدم، ظنّ قوی دارم که در سیر حکمت در اروپا فروغی از نیوتن نقل میکند که من نمیگویم این چیست و چگونه است، من چیزی میبینم که گویی اجسام خودشان همدیگر را جذب میکنند و میکشانند.
ما یک قدم بالاتر میرویم و میگوییم «گویی» نه، بلکه واقعا اجسام یکدیگر را به همان تناسب خاصی که در میان جرمشان از یک طرف و فاصلهشان از طرف دیگر هست، میکشانند، اما «ما حقیقة هذه القوّه؟» حقیقت این چیست؟ آیا کلمهای که به حقیقتش نزدیکتر باشد از آنچه که عرفای خودمان گفتهاند، وجود دارد؟ آیا کلمه «جاذبه» از کلمه «عشق» که عرفا گفتهاند رساتر و نزدیکتر است؟ نه.
طبایع جز کشش کاری ندارند | حکیمان [٢] این کشش را عشق خوانند | |