مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - نقد کتاب « راه طی شده »
اخباری را بدون اینکه دیده باشیم، به طور یقینی- که هیچ شکی در آن نداریم- فقط به نقل اقوال قبول میکنیم.
از مثالهای معروفی که قدیم ذکر میکردند این بود که میگفتند مکه در دنیا وجود دارد. (در قدیم حاجی کم بود، ولی به حد تواتر بود.) همان طور که انسان در وجود خورشیدی که خودش میبیند شک نمیکند، کسی هم که به مکه نرفته در اینکه مکهای و کعبهای الآن وجود دارد شک نمیکند و هیچ احتمال نمیدهد که شاید تمام این آدمهایی که میروند و میآیند، بنا گذاشتهاند دروغ بگویند. در گفته هر کسی به تنهایی، احتمال دروغ میرود، ولی در مجموع، احتمال دروغ نمیرود. شما هیچ برهان ریاضی یا فلسفی نمیتوانید بر این مطلب اقامه کنید؛ البته فلاسفه برهانهایی اقامه کردهاند، ولی آن کسی که یقین دارد، در اینجا برهانی ندارد و یقین دارد.
در این مثالی هم که ایشان ذکر کردند، همین جور است. اگر کسی بگوید «گلستان سعدی را سعدی گفته در حالی که آدم بیسواد مطلقی بوده و اصلا خودش این معانی و مفاهیم را هیچ درک نمیکرده» انسان نمیتواند برهانی نظیر برهان ریاضی فلسفی [در رد این ادعا] اقامه کند، ولی احتمال هم نمیدهد و یقین دارد [که چنین نیست.] ما هم غیر از یقین چیز دیگری نمیخواهیم و لازم نیست برهان داشته باشیم. انبیا برای مردم ایمان و یقین میخواستند، اینها هم در مردم تولید ایمان و یقین میکند، گو اینکه در مقابل آن احتمال فلسفی نتوانند برهان اقامه کنند. به قول ایشان مگر من دیوانهام که قبول نکنم؟! هر آدم عاقلی این را قبول میکند و رد میشود، بیش از این نیست.
البته این بیان، بیان بسیار خوبی است، ولی بیان ریاضی همین مطلب است که تنها فرض علت فاعلی (به معنای تنها نیروی کافی داشتن) برای به وجود آمدن این نظام کافی نیست. غیر از نیرو (نیروی جمادی به قول قدما و نیروی فیزیکی به قول امروز) چیز دیگری که همان خاصیت شعور و درک و علم است باید باشد که در میان همه این احتمالها یک احتمال را با نتیجهای که در نظر دارد مناسب ببیند و انتخاب کند.
- بنده دو مطلب را خیلی مختصر و موجز عرض میکنم. یکی اینکه صحبت راجع به چیزهایی که خلق شده یا مصنوع است بود. در این مسائل ما نظمی احساس میکنیم که اینها باید بر طبق یک شعور ابتدایی یا با وجود یک ناظم ترتیب داده شده باشد. آن کسانی که از نظر علمی میخواهند بحث کنند و فکرشان جنبه مادی دارد، این مسأله را بدون مبنا طرح نمیکنند؛ آنها میگویند آن چیزی که ما در عالم خلقت میبینیم، از چیزهای خیلی ناقص و ابتدایی هست تا چیزهای خیلی تکمیل شده، و این اشیاء در زمانهای خیلی طولانی طبق