مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٢ - بررسی این نظریه اشکال معجزه از طریق فلسفه است نه علم
فرقی نمیکند. او این جور وضع کرده، خودش هم نقض میکند.
آنگاه مثالهایی هم ذکر میکنند، میگویند علمای امروز این مطلب را تأیید کردهاند که قوانین طبیعت یکنواخت نیست، متنوع و مختلف بلکه متناقض است. بعد، از خیلی از علمای امروز مثل لکنت دونوئی نویسنده کتاب سرنوشت بشر و از کتاب اثبات وجود خدا- و در این کتابها این جور حرفها هست- نقل کردهاند دایر بر این مطلب که اساسا کسانی که خیال میکنند قوانین طبیعی یک قوانین یکنواخت و یکجوری است و اختلافناپذیر و نقضناپذیر است، اشتباه میکنند؛ اصلا از غیر راه معجزه هم الآن [نقض این قوانین] وجود دارد. مثالهایی ذکر میکنند، از جمله میگویند که در بسیاری از مسائل، قانون آب ضد و نقیض قانون طبیعی است در غیر مورد آب. مثلا هر چیزی در اثر انجماد حجمش کمتر میشود الّا آب که زیادتر میشود. به عبارت دیگر هر چیزی در اثر برودت حجمش روی قاعده باید کمتر بشود و آب بر عکس است، وقتی که به درجه یخ بستن میرسد حجمش زیاد میشود و در نتیجه وقتی که یخ بست، در آب فرو نمیرود و غرق نمیشود، و این اساسا یک نقض و یک استثنائی است که در آب به وجود آمده. این، دلیل بر آن است که اصلا این قانون قانون نیست. این یک راه.
اگر کسی این حرف را بزند، در باب معجزات احتیاجی ندارد که معجزه را یک توجیه علمی یا فلسفی بکند که چرا معجزه پیدا میشود، چه جور میشود؟ این دیگر «چه جور میشود» نمیخواهد، برای اینکه احتیاج ندارد که جور مخصوصی بشود. اصلا این قوانین یک قوانین محکمی نیست که اگر بنا بود برخلاف آن بشود ما احتیاج داشته باشیم به نوعی توجیه کنیم. خود قانون قطعیتی ندارد. همان خدایی که قانون طبیعت را وضع کرده، همان خدا هم در یک مواردی نقض و استثناء میکند. یکی از موارد استثنای قانون طبیعت معجزات انبیاست و استثنای قانون طبیعت هم زیاد وجود دارد. این خلاصه حرف.
بررسی این نظریه : اشکال معجزه از طریق فلسفه است نه علم
شاید اگر ما همان طوری که مبنای این مقاله [١] و مبنای خیلی از نظریات است، فقط بر مبنای علوم- یعنی علوم متکی به حس و تجربه- بخواهیم قضاوت کنیم مطلب از همین قرار باشد، به این معنا که غیر از این نمیتوانیم بگوییم؛ یعنی بر مبنای علوم، ما دلیلی نداریم که قوانین طبیعت قوانین قطعی و لایتغیر است؛ و حقا اگر ما مفاهیم فلسفی را بی اعتبار بشناسیم، باید قبول کنیم که قوانین
[١]. [مقاله «وحی و نبوت» مرحوم استاد محمد تقی شریعتی، که قبلا از آن سخن رفت.]