مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٧ - بیان علامه طباطبائی ( ره )
میدهد؟ اینها را ما بعد بحث میکنیم.
البته آن تعبیراتی که شما کردید تعبیراتی است که احتیاج به توضیح دارد. میگویید که در بشر استعدادی است. ما هم میگوییم در بشر استعدادی است. در این مطلب بحثی نیست، منتها ما از مجموع آثاری که پیدا میشود، اولا باید بفهمیم که این استعداد در انسان میتواند یک استعداد مادی باشد یا یک استعداد روحی غیر مادی است؟ و این، فرضیه دارد که استعداد مادی است کما اینکه اینهایی که آمدند معتقد شدند به سیاله عصبی یا سیاله مغناطیسی (همین ایرانشهر هم دارد) میگویند در اثر قوّت اراده یک نوع امواج بالخصوصی از مغز شخص پخش میشود که آن امواج، هم روی بدن خودش میتواند اثر بگذارد، همینطور که در حال تلقینْ یک بیمار را خوب میکند بدون اینکه یک دوای عادی و معمولی خورده باشد، و هم ممکن است که روی شیء دیگری (شخص ثالث یا شیء ثالث) اثر بگذارد.
ایرانشهر این قضیه را قبول میکند و این، حقیقت هم دارد. میگوید مثلا انسان ممکن است اینجا باشد و جسمی را که در آنجا هست هدایت کند یا متوقف کند یا به حرکت درآورد [١]. البته در قصهها میگویند که بعضی راجهها و مرتاضها حتی قطار را با قوه اراده متوقف میکنند. نمیدانم راست است یا نه، ولی در کارهای کوچک، ما خودمان هم دیدهایم. همینهایی که احضار ارواح میکنند [کارشان] احضار ارواح نیست ولی یک قدرت روحی هست، زیرا میبینید او اینجاست، میز را به حرکت در میآورد. من خودم دیدهام. من اول باور نمیکردم، میگفتم یک حقهای در کار است که میز را با دست میچرخانند ولی دیدم نه، میز حرکت میکند (خیلی عادی هم هست و خیلی افراد میتوانند این قدرت را داشته باشند). او به یک روح به اسم خودش فرمان میدهد ای آقای فلانکس خواهش میکنم میز را به طرف راست یا چپ بچرخان. من میدیدم واقعا میچرخد، که هر چه هم دقت کردم که دستی رویش باشد واقعا نبود. حتی وقتی که به من فرمان دادند به اعتبار اینکه این روح وابسته به توست تو میز را بلند کن، آن طرفی که من بودم نه طرفی که آنها بودند میز بلند شد، تا دو وجب هم بلند شد. یا میگوید تو قصد کن که این میز به کدام طرف برود، من قصد میکنم نه اینکه او قصد کند، من نیت میکنم، بعد فرمان میدهد آن طوری که فلانی نیت کرده، به هر طرف که او قصد کرده برو، به همان طرفی که من قصد کردهام میرود.
ماهیت این قضیه واقعا چیست؟ آنهایی که گفتند امواجی پخش میشود، نه اینکه این را به صورت علمی کشف کردند، بلکه به صورت یک فرضیه گفتند. تازه این هم در بعضی از مسائل قابل توجیه است، در یک میز قابل توجیه است، بلکه قابل توجیه هم نیست، قابل احتمال است که
[١]. نظیر دستگاههای [کنترل از راه دور] که مثلا آن ماشینی را که زمین را میکنَد هدایت میکند.