مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٨ - بیان علامه طباطبائی ( ره )
شاید واقعا امواجی از مغز من حرکت میکند و این موج است که این میز را بلند میکند و این موج است که میز آن طوری که من فکر میکنم (این خیلی مسأله عجیبی است) برود آن طرف نه آن طوری که او فکر میکند؛ چون اگر اراده او باشد، او باید فکر کند برود آن طرف، و من فکر میکنم در صورتی که من اراده نمیکنم ولی معذلک آن طرفی که من فکر میکنم میرود. به هر حال اینها مسائلی است؛ درباره اینها ما بعد بحث میکنیم و باید هم بحث کنیم.
- سخن بنده هم درباره همین دو نظریه بود که یک نظریه این است: ارادهای به پیغمبر داده میشود که هر کاری بخواهد میتواند بکند و به صورت عمل در میآید و نظریه دیگر میگوید نه، او ابزاری است که مقدمات را فراهم میکند و اصل توسط خدا انجام میشود. نه این است و نه آن، بلکه یک چیزی است واسط بین اینها به این صورت: به هر پیغمبری یک معجزه که داده شده بود این اجازه و این استعداد در او بوده نه اینکه هر کاری دلش بخواهد و هر ارادهای بکند انجام بشود. مثلا در مورد موسی میبینیم که خدا امر میکند عصا را بینداز اژدها میشود:«وَ ما تِلْک بِیمِینِک یا مُوسی»، «وَلَّی مُدْبِراً» خودش هم وقتی میبیند این اژدها شد پا به فرار میگذارد.
بنابراین ید بیضاء و عصا اجازهای بوده که خدا به موسی داده بوده و ماورای آن کاری نمیکرده کما اینکه وقتی میرسند به دریا باز در همان لحظه خطاب میشود که با عصایت بزن به دریا، راه گشوده خواهد شد.
یا واضحترش را بگوییم: معجزه پیغمبر اسلام وحی و آیات قرآن بوده نه اینکه هر لحظه پیغمبر اراده میکرده این آیات به او وحی میشده کما اینکه مدتها با کمال اشتیاقی که داشته وحی قطع میشده و یک موضوعی مدتها دربارهاش سرگردان و حیران بوده تا اینکه به او وحی میشده. بنابراین اگر ما خواسته باشیم حقیقت معجزه را به آن صورتی که در قرآن هست تشریح کنیم نه نظریه اول است نه نظریه دوم، بلکه آیاتی که به پیغمبر وحی میشده هر وقت پیغمبر اراده میکرده بر زبانش جاری میشده ولی آنهایی که وحی نمیشده این طور نبوده که هر لحظه پیغمبر اراده کند به او وحی بشود یا هر عملی که موسی اراده میکرده فورا آن عمل انجام میشده است.
استاد: این که فرمودید، نظریه سوم نیست. آن نظریه دوم به ترتیبی که من عرض کردم که معجزه قدرت و اراده خود پیغمبر است (من اشاره کردم ولی به تفصیل عرض نکردم) مقصود این نیست که یک قدرتی به او تفویض میشود. اصلا تفویض نسبت به خدا و مخلوق در هیچ موجودی معقول