مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - احضار ارواح
تکیه کرده است و دستورهایی که در تداوی روحی میدهد همه بر اساس استخدام شعور باطن است- دریچه و دهلیزی است برای اینکه نشان بدهد در بشر یک قوه مرموزی یعنی یک استعداد مرموز و خارقالعادهای هست. این یک مسأله.
احضار ارواح
مسأله دیگر- که آن هم میتواند دهلیز و دریچهای باشد برای این مطلب- مسألهای است که به نام «احضار ارواح» در دنیا معروف شده است. در احضار ارواح دو مسأله است: یکی اینکه آیا واقعا روحی حاضر میشود یا نه؟ این را نمیشود قبول کرد. البته نمیخواهم بگویم صددرصد مردود است، بلکه کسی نمیتواند اثبات کند که حتما در این جلسات احضار روح، روحی حاضر میشود، ولی در اینکه در جلسات احضار ارواح کارهای خارقالعادهای صورت میگیرد و از دخالت یک نیروی مرموز حکایت میکند، تردیدی نیست. طنطاوی کتابی دارد به نام الارواح و تاریخچه مفصّل احضار ارواح را در آمریکا و اروپا نوشته است. گویا مجموعا در باره احضار ارواح سه نظریه است که بنا بر هر سه نظریه مدعای ما که راجع به قوای روحی بحث میکنیم ثابت میشود:
بعضی صد درصد معتقدند که واقعا روحی میآید حاضر میشود، روح یکی از مردهها حاضر میشود، و چه دانشمندان معروف و بزرگی طرفدار این نظریه بودهاند! من خواندهام که بعضی از دانشمندان درجه اول دنیا از طرفداران احضار ارواح هستند.
عدهای دیگر معتقدند که روحی از خارج نمیآید آنجا، این همان روح شخص احضار کننده یا روحِ واسطه است که این کارها را انجام میدهد، چون در بعضی از جلسات احضار ارواح شبحهایی و حتی گاهی اثر انگشت آن شبح را مثلا روی خاکی، خاکستری یا چیز دیگری دیدهاند.
گفتهاند که این همان روح خود این شخص است که نیرویی را مثلا انرژی یا سیالهای را که در آن جلسه هست استخدام میکند؛ روح خود این شخص است که تجسم پیدا میکند و او را میبینند نه روحی از خارج آمده باشد.
عده سوم میگویند نه روح این است و نه روح شخصی از خارج، صرفا تلقین است و نیرنگ.
آنهایی که میگویند تلقین است، باز هم از نظر دیگری مطلب را مهم جلوه میدهند بدون اینکه خودشان توجه داشته باشند. میگویند این کسی که این کارها را میکند آنچنان به حضار تلقین میکند که آنها چیزی را که وجود ندارد میبینند. اگر بگویید این همه جلساتْ افراد رفتهاند شرکت کردهاند و گفتهاند ما شنیدیم صداهایی را و ما دیدیم که میز حرکت کرد، میگویند از بس آنجا به شما تلقین میکنند! نه میز حرکت میکند نه شبحی ظاهر میشود، نه روحی از بیرون میآید آنجا و نه روح این شخص تجسم پیدا میکند؛ پی در پی تلقین میکنند، باور مستمع میآید که چنین چیزی