مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦ - ریشه قرآنی بیان حکمای اسلام
نمیشود، باید قبول کنیم چنین هدایتی وجود دارد.
باز نظیر این است: الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی. وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی [١]. اینجا هم باز خلقت و تسویه و تعدیل و تکمیل (ساختمان شیء) علیحده ذکر شده، و هدایت به عنوان یک امر علیحده ذکر شده است. وَ لِکلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیها [٢] (این همان اصل غائیت است) هر چیزی در جهان یک وجههای، یک طرفی دارد، یک غایتی دارد که آن غایت را پیش میگیرد یعنی اشیاءْ تنها از پشت سر رانده نمیشوند که همین علل مادی باشد، به سوی جلو هم کشیده میشوند، یک جاذبهای هم در جلو دارند که راه خودشان را به واسطه آن جاذبهای که از جلو آنها را میکشد به سوی کمال آینده خودشان میپیمایند.
در مبحث «تکامل» [٣] هم بحث کردیم- و یک تعبیری آقای دکتر سحابی داشتند: «تکامل هدایت شده»- که علمای امروز هم رسیدهاند به اینجا که بر خلاف آنچه که داروین و بسیاری اشخاص دیگر میپنداشتند که تکامل یعنی جمع شدن شرایط [مادی،] این امر کافی نیست برای اینکه جاندارها به این تکاملی که پیدا کردهاند برسند؛ در عین حال یک هدایتی هم هست، یک کشیدنی هم هست که اینها را از این مسیرها دارد عبور میدهد؛ یعنی مجموع آن شرایط مادی کافی نیست که [جاندار] به آنجا برسد، باز در میان این مجموع علل و شرایط، دارد رهبری و هدایت میشود.
بنابراین وقتی که قرآن مسأله هدایت را به صورت یک اصل کلی به ما تلقین و القاء میکند و میگوید هیچ چیزی خالی از هدایت نیست، پس اگر نیاز به یک هدایتی و نیز امکانش (به قول بوعلی [٤]) ثابت شد، به عبارت دیگر اگر ما نیاز بشر به هدایت نبوت و امکان وجود چنین هدایتی (یعنی امکان اینکه بشر بتواند وحی را از خدا تلقی کند) را ثابت کردیم، از ناحیه خداوند قصور و نقص و منع و بخلی در کار نیست، قطعا چنین چیزی وجود دارد.
این، سبک استدلال بر نبوت عامه است، ولی از این البته نمیشود استدلال کرد که موسی پیغمبر بوده، عیسی پیغمبر بوده، ابراهیم پیغمبر بوده، حضرت رسول پیغمبر بودهاند، چون این استدلال یک «کلی» است و به فرض اینکه تمام باشد فقط نشان میدهد که در میان افراد نوع بشر وحیی وجود دارد اما آنها [که وحی را تلقی میکنند] چه کسانی هستند، آن را دیگر باید از راه آثار خصوصی و به قول خود قرآن از آیات و بینات هر پیغمبری جداگانه به دست آورد.
[١]. اعلی/ ٢ و ٣.[٢]. بقره/ ١٤٨.[٣]. [در کتاب توحید][٤]. بوعلی میگوید صرف اینکه بگویید ما به چنین چیزی نیاز داریم پس باید باشد، کافی نیست، باید ببینیمامکانش هم در کار هست یا نه. وقتی امرِ محال شد که دیگر پیدا نمیشود.