مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٩ - حدیث منزلت
میدهد (یعنی قبول کن): هارُونَ أَخِی برادرم هارون را. اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی پشت مرا با او محکم کن وَ أَشْرِکهُ فِی أَمْرِی او را در این کار با من شریک گردان. کی نُسَبِّحَک کثِیراً وَ نَذْکرَک کثِیراً [١] تا بیشتر تو را تسبیح بگوییم و یاد کنیم یعنی بیشتر دین تو را رواج دهیم.
در جای دیگر قرآن میبینیم که میفرماید موسی به هارون گفت (بعد از این جریان است): یا هارونَ اخْلُفْنی فی قَوْمی [٢] هارون! جانشین من باش در میان قوم من.
بنابراین وقتی پیغمبر میگوید: انْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ موسی میخواهد بگوید همان نسبتی را که هارون به موسی داشت و همه از طریق قرآن میدانند (وزیرش بود، پشتش به او محکم بود، شریک در کارش بود و جانشین او در قومش بود)، تو با من داری الّا انَّهُ لا نَبِی بَعْدی به استثنای نبوت. اگر الّا ا نَّهُ لا نَبِی بَعْدی نبود، میگفتیم اینجا پیغمبر نظرش به یک امر از امور و به یک شباهت بالخصوصی است اما وقتی نبوت را استثناء میکند، کأنه میخواهد بگوید در جمیع شؤون (البته شؤون اجتماعی نه شؤون طبیعی که هارون برادر طبیعی موسی بود، تو هم برادر طبیعی من هستی!) این نسبت برقرار است؛ نسبتی که هارون از ناحیه خدا در جمیع شؤون الهی به موسی داشت تو نسبت به من داری.
جوابی که اهل تسنن میدهند این است که اگر چنین حدیثی متواتر باشد ما قبول داریم ولی متواتر نیست، واحد است. ولی همان طور که عرض کردم علمایی نظیر میرحامد حسین در کتابهایشان ثابت میکنند که این حدیث هم متواتر است.
سؤال: برداشتی که بنده از پایان جلسه گذشته و تقریباً شروع جلسه امروز کردم این بود که یک مرزی در ذهنم بین مسأله حکومت و امامت تا حدودی ایجاد شد. به این ترتیب که آقای مطهری فرمودند امامت وظایفی به عهده دارد که یک شعبهاش شعبه حکومت است. بنده نمیدانم غیر از حکومت، شعبات دیگرش چیست که مسأله حکومت در آنها حل نشود و جریان را توجیه نکند؟ آنچه که ما تا حالا از اسلام یاد گرفتهایم این است که بین دنیا و آخرتمان یا اعمال دنیا و آخرتمان مرزی نیست. آنچه که به عنوان اعمال اخروی بیان میشود به عنوان ضمانت برای عمل به اعمال دنیا و دخالت در زندگی دنیاست و اعمال دنیای ما برای کمال و بهتر کردن زندگی اجتماعی و استوار کردن حکومت اجتماعی بر جامعه میباشد. در قرآن هم میبینیم که خدا بهترین مدال را به کسانی میدهد که خواستهاند در اعمال عبادی
[١]. طه/ ٢٥- ٣٤.[٢]. اعراف/ ١٤٢ [این بخش از آیه به طور کامل به این صورت است: وَ قالَ مُوسی لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی.]