مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - پایه سوم معجزه تقوا
درباره کهَنه هم قرآن رسما نزول شیاطین را تعبیر میکند:«هَلْ أُنَبِّئُکمْ عَلی مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ. تَنَزَّلُ عَلی کلِّ أَفَّاک أَثِیمٍ». آن را ذکر میکند، این را هم ذکر میکند. دو نوع است. نوعی که ما گفتیم، که در نهایت امر به سعادت بشر منجر میشود، راهش فقط تقواست.
- اصلا راهی نرفته، فردی عادی است، گاهی چیزی بروز میدهد.
استاد: یک مطلب هست که الآن ایشان میگویند و در کتابهای قدما هم هست و ملاصدرا و دیگران آن را نقل میکنند- که گاهی افرادی بدون اینکه کاری کرده باشند کارهای خارقالعادهای از آنها سر میزند. آنها این جور توجیه کردهاند- شاید توجیهشان هم درست باشد- میگویند اساسا کار خارقالعاده از انصراف انسان از طرف دنیا [پیدا میشود] یعنی وقتی انصراف از این طرف پیدا شد آمادگی برای اینکه با آن طرف، با دنیای دیگر- حالا یا با دنیای شیاطین یا با دنیای ملائکه- ارتباط پیدا کند بیشتر میشود؛ که ما گفتیم علمای امروز هم میگویند قدرت شعور باطن وقتی بروز میکند که شعور ظاهر در حال تعطیل باشد، خواب باشد، نیمهخواب باشد، خواب مصنوعی باشد. اصلا وقتی که توجه به این دنیا هست او از کار میایستد؛ و این که گاهی افراد عادی خوابهای خارقالعاده میبینند در اثر این است که توجه او از این طرف سلب شده؛ وقتی که توجه از این طرف سلب شود به آن طرف یک توجهی میشود، بعد که توجه شد، مثل آئینهای که خودش را روبرو میکند چیزی منعکس میشود.
میگویند بعضی افراد به علل مزاجی یا عصبی و بالاخره بدنی حالت دهشت برایشان پیدا میشود، مثل مصروعها، مدتی میگذرد به حال دهشت هستند که انگار هیچ چیز را اصلا نمیفهمند و نمیبینند. این حالت برای او شبیه حالت خواب است، در بیداری هم مثل آدم خواب است. وقتی مثل آدم خواب شد، در اثر تعطیل این قوای ظاهری ممکن است که آن قوای باطنیاش فعالیت کند.
ملاصدرا و دیگران که این را نقل میکنند میگویند ممکن است چنین اشخاصی باشند ولی علت این امر نقص است یعنی از نقص ناشی میشود چون در حال بیداری به اراده خودش این کار را نمیکند؛ [به عبارت دیگر] چون در حال بیداری حالتی شبیه خواب پیدا میکند این حالت برایش پیدا میشود. به هر صورت لزومی ندارد که این امر همیشه در اثر فعالیت باشد، ممکن است در اثر یک نقص هم در انسان پیدا بشود.
- داستانی نقل کردهاند در همین موارد که یکی از افسرانی که میرود مأموریت، در اتاق خودش نشسته بوده، یک وقت میبیند مادرش او را صدا میکند و با حالت ناله او را