مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٣ - پایه سوم معجزه تقوا
این، پدیدهای است غیر قابل انکار و منحصر به یک نفر و دو نفر، آقا سید جمال و دیگری نیست، الآن هم هستند افرادی که این طور هستند.
پایه سوم معجزه : تقوا
این دلیل بر آن است که انسان، هم نباید منکر قوای روحی و استعداد خارقالعاده روحی بشر بشود و هم نباید منکر جهان دیگری مافوق این جهان بشود و هم نباید منکر اثر تقوا و عبادت و معنویت بشود. قرآن به تقوا، هم علم را نسبت میدهد هم قدرت را. در یک جا میفرماید:«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَکمْ فُرْقاناً» [١] اگر تقوای الهی را پیشه کنید خداوند تمیز در شما قرار میدهد (فرقان یعنی فارق، تمیز) یعنی بینشی در شما قرار میدهد که بتوانید چیزهایی را تمیز بدهید که بدون تقوا نمیشود تمیز داد. البته مراتب و درجاتی دارد. یک درجهاش این است که انسان راه خودش را در زندگی تمیز میدهد یعنی درباره وظیفه خودش روشن میاندیشد. از آن بالاتر، فرض کنید تمیز آقا سید جمال گلپایگانی خواهد بود.
در آیه دیگر میفرماید:«وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً. وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِبُ» [٢] هر کسی که تقوای الهی پیشه کند خداوند در مضیقهها و تنگناها برای او راهِ بیرون شدن قرار میدهد که بدون تقوا از آن مضیقهها نمیشود بیرون آمد، و حتی از یک راه غیرعادی برای او روزی قرار میدهد.
پس هیچ یک از این سه پایه را لااقل نباید انکار کنیم؛ حداقل احتمال بدهیم که استعدادی غیر از استعدادهای جسمانی به نام استعداد روحی در انسان هست که از خودش قوانینی دارد غیر از این قوانینی که بدن دارد؛ دنیای دیگری غیر از این دنیا هست که انسان با اتصال به آن دنیا چیزهایی را کشف میکند غیر از آنچه که از طریق حواس خودش و مطالعه این دنیا کشف میکند؛ و دیگر اینکه انسان با طرزی از عمل، با تعوید و عادت دادن خود، با ورزش دادن و ریاضت دادن خود، با عمل کردن میتواند مراحلی را طی کند. (البته ما هرگز چنین فکر نمیکنیم که مرحلهای را که علیبنابیطالب طی کرده است طی کنیم ولی هر کسی تا حدودی مرحلهای را میتواند طی کند.)
آنگاه آنچه که در دستورهای عبادی و غیر عبادی ادیان آمده است، برای این است که ما یک وقت مثلا راه ریاضتکشهای هندی و دیگران را پیش نگیریم. راهی که اسلام نشان میدهد راهی است که نه زندگی را مختل میکند و نه معنویت و صفای روح را، بلکه در عین اینکه انسان به زندگی و اجتماع و نظامات اجتماعی رو میآورد، در عین حال صفای روح و معنویت خودش را
[١]. انفال/ ٢٩.[٢]. طلاق/ ٢ و ٣.