مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - آهنگ پذیری قرآن
قرآن است که آهنگپذیر است و این همان مطلبی است که از صدر اسلام به آن توجه شده است.
اینکه توصیه شده است که قرآن را به صوت حَسَن بخوانید برای همین بوده است که در قرآن چنین استعداد و پذیرشی بوده و با آهنگ، بهتر میتوانسته است خودش را نشان بدهد و نمایان کند. در اخبار زیادی داریم [١]: «تَغَنّوا بِالْقُرْان» غنا بخوانید با قرآن. اینجا علما بحث کردهاند که غنا که حرام است، با اینکه غنا حرام است پس چطور دستور داده شده که «تَغَنّوا بِالْقُرْان»؟ بعضی آمدهاند تعبیر خیلی سخیفی کردهاند، و البته علما رد کردهاند، گفتهاند شاید این «تَغَنّوا» از ماده غنا به مَد نیست، از ماده غنی به قصر است؛ یعنی بینیاز شوید به قرآن. جواب دادهاند که عرب هرگز این کلمه را با تعبیر «تَغَنّوا» نمیگوید، اسْتَغْنوا میگوید. ما یک «تغنّی» داریم و یک «استغناء».
«بینیاز بشوید» را با «اسْتَغْنوا» بیان میکنند نه با «تَغَنّوا». این بدون شک تغنّی است، منتها جواب دادهاند که هر آواز خوش و لطیفی که احساسات را برانگیزد، به معنی اعمْ غناست، ولی غنای مذموم آن غنایی است که احساسات شهوانی انسان را برمیانگیزد، آن چیزهایی است که وقتی پیدا شد عقل انسان را خفیف و سبک و کوچک میکند؛ اما اگر چیزی احساسات عالی و لطیف انسان را برانگیزد که عقل انسان را قوی و روشن و ضمیر انسان را روشنتر کند، اشک انسان را جاری کند، انسان را به یاد خدا بیندازد، این هم غناست چون با احساسات انسان سر و کار دارد اما غنای مذموم نیست. ما از لفظ «غنا» که نباید وحشت داشته باشیم، از مورد غنا باید وحشت داشته باشیم.
بعلاوه ما میدانیم که از همان صدر اسلام عملا این عنایت بوده است که قرآن را با آواز خوش بخوانند و خوشآوازهای صحابه پیغمبر میآمدند و قرآن را میخواندند. حتی خود پیغمبر اکرم گاهی اصحاب را میگفت قرآن را بر او بخوانند. خودش قرآن بر او نازل شده بود، او که قرآن را میدانست، ولی انسان از شنیدن قرآن لذتی میبرد که از دانستن آن قهرا آن لذت را نمیبرد چون خود شنیدن موضوعیت دارد، آن برای دانستن که نیست، برای فکر نیست. فکر میداند، چیزی را که میداند دیگر تکرارش لغو است. ولی دل هرچه [قرآن خواندن] تجدید شود میخواهد احساساتش تحریک گردد. بسیاری از اوقات خود پیغمبر اکرم بعضی از صحابه را امر میکردند که قرآن را باز کن برای من بخوان و او قرآن میخواند و پیغمبر اکرم گوش میکردند.
عبداللَّه بن مسعود- که یکی از کتّاب وحی است- میگوید یک وقت پیغمبر اکرم به من فرمود که مصحف را باز کن برای من بخوان. من مصحف خودم را آوردم. از اول سوره نساء شروع کردم به خواندن، پیغمبر اکرم گوش میکرد تا رسیدم به این آیه که:«فَکیفَ إِذا جِئْنا مِنْ کلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ
[١]. مرحوم فیض اینها را در مقدمه تفسیر صافی آورده و معروف است و علمای فقه هم راجع به اینها بحثکردهاند.