مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠ - بیان علامه طباطبائی ( ره )
قدرت خداوند [دارد،] خدا یک قدرتی به او داده و بعد هم اختیار دست خودش است که هر کاری میخواهد بکند. نه، تمام آن محدودیتهایی که شما میخواهید بگویید، در آن کلمه «بِإِذْنِ اللَّهِ» هست.
آن قدرت در یک «آن» هست و در یک «آن» نیست. آن داستانی که سعدی درباره یعقوب آورده خیلی خوب است. واقعا این جور بوده که یک پیغمبر، یک امام در یک حال خبر از غیب داشته و در حال دیگر نداشته؛ نه تنها از غیب خبر نداشته، از داخل خانه خودش هم بیخبر بوده است. در یک حالت این کشف برایش میشود و در حالت دیگر نه، که بسا هست که خداوند او را مؤاخذه کرده باشد و در اثر مؤاخذه آن حالت را از او میگیرد. یعقوب گفت:«إِنِّی لَأَجِدُ رِیحَ یوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ» [١] من بوی یوسف را میشنوم اگر نگویید این خرفت و پیر شده. سعدی میگوید:
یکی پرسید از آن گم گشته فرزند | که ای روشن روان پیر خردمند | |
ز مصرش [٢] بوی پیراهن شنیدی | چرا در چاه کنعانش ندیدی | |