مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - جهان ملکوت
توانایی هست که با اتصال به آن جهان حقایقی از ناحیه علمی برای او کشف شود و مسائلی را از بالا (بالای معنوی نه بالای مادی) تلقی کند غیر از آنچه که از پایین تلقی میکند یعنی از این دنیا از طریق حواس و تجربه و تعلم به دست میآورد، قطعا چنین است که اگر وحی باشد معجزه هم هست یعنی آن کسی که با آن جهان اتصال پیدا میکند و مطلب را از آنجا میگیرد، قدرت و قوه را هم از آنجا میگیرد. تعبیر قرآن این است:«عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی». اصل تعبیر این است:«وَ النَّجْمِ إِذا هَوی. ما ضَلَّ صاحِبُکمْ وَ ما غَوی. وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی» آنچه میگوید از میل خود نمیگوید «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحی» آنچه میگوید جز وحیی که از خارج به او ایحاء و القاء میشود نیست «عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی» [١] آموزانیده است به او موجودی که از نظر نیرو خیلی شدید و قوی است. با اینکه به ظاهر انسان میگوید که مثلا باید این جور میگفت: «عَلَّمَهُ کثیرُ الْعِلْمِ» چون بحث در تعلیم است؛ تعلیم داده است به او یک موجودی که علم و احاطه او خیلی زیاد است؛ ولی او را با این صفت یاد کرده است:«عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی». البته ندارد که مقصود از «شَدِیدُ الْقُوی» خداست یا فرشته، ولی این تعبیر را قرآن درباره خدا به کار نمیبرد؛ کأنّه برای خدا کوچک است، و در روایات هم توضیح شده به همان فرشتهای که وحی به وسیله او نازل میشود. یک آیه دیگر در سوره تکویر هم صراحت دارد به اینکه همان فرشته وحی را ذکر میکند:«ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکینٍ. مُطاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ» [٢] آن که امین و وسیله وحی است صاحب قدرت است در نزد پروردگار.
بنابراین اگر ما این مطلب را پذیرفتیم که امور روحی خودشان قوه و قدرت هستند و در افراد عادی لااقل اثر این قوهها و قدرتها روی بدن خودشان ظهور میکند و حتی- آنطور که ما از بعضی کتابها نقل کردیم- همین انسان عادی به حدی میرسد که از غیر طریق عادی چشمش دور را میبیند و گوشش از دور میشنود، و بعد قبول کردیم که جهان دیگری هست که آن جهان جهان قدرت و جهان ملکوت است (لااقل نمیتوانیم نفی کنیم، ما میخواهیم لااقل نفی استبعاد از معجزات کرده باشیم)، چه مانعی دارد که یک روحی قدرت خارقالعادهای را از یک چنین مبادیای کسب کند و بعد با اراده خودش هرگونه که بخواهد در مواد این عالم تصرف کند. آنوقت همه دنیا یا لااقل قسمتی از دنیا حکم بدن خود او را پیدا میکند. همین طور که در بدن خودش تصرف میکند، در این بدن عالَم هم تصرف میکند، حالا یا مستقیما و یا به وسیله قوههایی که مستقیما در عالم تصرف دارند. ولی به هر حال این قوهها و قدرتها از نظر قرآن از نوعی علم- که ما نمیتوانیم بفهمیم چیست- جدا نیست. میبینیم در آن آیه میگوید:«عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی». علم و
[١]. نجم/ ١- ٥.[٢]. تکویر/ ٢٠ و ٢١.