مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٧ - احضار ارواح
کسی دچار یک تجسمات و توهماتی میشود که یک خیالهایی برایش پیدا میشود، بعد او را از طریق روانی معالجه میکنند. و گاهی [عارضه، عصبی است.] مقصودم از «عصبی» این نبود که علتش آیا اختلالی است در اعصاب یا نه؟ بلکه عارضه عصبی است. آدمی که فلج است اعصابش کار نمیکند، حالا منشأش هرچه میخواهد باشد. آن بیشتر نظر ما را تأیید میکند. با اینکه منشأ، روانی است عارضه بدنی است ولی بدنی عصبی.
- از نظر یک متخصص کاملا قابل تشخیص است که الآن که بیمار یک تظاهرِ این گونه مثلا بیحسی یا فلج دارد این تظاهر واقعا علت روانی دارد یا علت عصبی. از نظر کسی که وارد در موضوع نیست تظاهر یکی است ولی از نظر یک نفر متخصص کاملا روشن است و میشود تشخیص داد که این عارضه روانی است یا نه؟
استاد: شما که میفرمایید عارضه روانی است، علتش را میفرمایید. آیا شما میگویید این کسی که دچار فلج است ماشین بدنش صد در صد کار میکند و سالم است؟
- بله، علامتی داریم که یک سوزن را میکشند کف پای مریض؛ وقتی که علتْ عصبی است یک کیفیت خاص ایجاد میشود که شست پا به طرف بالا میآید و در مواردی که فلج است و علتْ روانی است در پا یک حالت خمیدگی ایجاد میشود، و این از نظر یک نفر متخصص کاملا روشن است که ممکن است تظاهر عصبی باشد ولی علت روانی است و درمانش هم به همین طریق خواهد بود.
استاد: بحث در تظاهر است، بحث در علت نبود. حرف شما تأیید میکند آن چیزی را که من عرض میکنم. بحث در این است که ماشین بدن سالم است ولی کار نمیکند. نکته همین است که روان این مقدار روی بدن مؤثر است. این دلیل بر استقلال حالات روانی است یعنی ضد افکار ماتریالیستهاست. ماتریالیستها میخواهند بگویند که اساسا خواص روحی تابع خواص بدنی است، خاصیتِ خواص بدنی است، فرع بر این است. ولی کسانی که قائلاند به نوعی استقلال- نه استقلال به معنی ثنویت دکارتی- که ایندو را دو جنبه از یک واقعیت میدانند مثل دری که دو طرف دارد، یک طرفش این جور است یک طرفش آن جور، میگویند خواص روحی و خواص بدنی از یکدیگر جدا نیستند ولی دو جنبه مستقل هستند.
پس آن نشان میدهد که با اینکه ماشین بدن سالم است معذلک بدن کار نمیکند چون روان