مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٦ - احضار ارواح
قضیه دیگری باز آقای مهندس تاج برای من نقل کردند که البته اینها در حدود خیلی بالا نیست. یک کسی را اسم بردند که کارهای منیتیزم را میدانست. گفت من یک روز رفتم با او صحبت کردم، گفت من این کار را کنار گذاشتهام ولی بعد رفت سر میزش نشست و یک چیزی نوشت داخل میزش گذاشت، بعد به من گفت بیا بنشین اینجا. آمدم نشستم. بعد دستش را گذاشت روی دست من و به من گفت هر عددی دلت میخواهد انتخاب کن و بنویس. من عدد ٧ را انتخاب کردم. کاغذ را از داخل میزش درآورد دیدم عدد ٧ را نوشته. بعد گفت که یک چیز دیگر را انتخاب کن. باز من یک چیزی انتخاب کردم و او میزش را باز کرد دیدم همان است که من انتخاب کردهام.
البته ایشان همین جور توجیه میکردند که او قبلا اینها را نوشته، بعد که دستش را روی دست من گذاشته، اراده من و فکر من و به تعبیری که این آقایان میکنند شعور باطن من را تحت اختیار میگیرد. حالا آن چطور میشود، شاید خود او هم نمیدانسته، مثلا یک جریان الکتریکی در بین هست، بالأخره یک چیزی اینجا وجود دارد به طوری که هر چه که او میخواست من اراده میکردم. او به من میگفت تو هر عددی که دلت میخواهد اختیار کن، من هم به خیال خودم هر عددی که دل خودم میخواست اختیار میکردم اما در واقع مسخّر اراده او بودم، فقط عددی را انتخاب میکردم که او قبلا نوشته بود. این بود که هرچه به من میگفت انتخاب کنم میدیدم قبلا او نوشته.
- روان درمانی فقط در مورد بیماریای است که علتش صرفا جنبه روانی دارد یعنی در مورد همان هیستری، و در مورد بیماری عضوی به هیچ وجه مطرح نیست یعنی در یک مورد بیحسی که یک علت عضوی دارد، به هیچ وجه این کار انجام نمیشود، در موردی است که به علتی- که باز از نظر ما قابل توجیه است و آن را میشناسیم- بیمار مبتلا به بیحسی یا کوری شده یا حافظهاش را از دست داده و بعد با تلقین یا طرق خیلی سادهای که الآن در دست داریم این علائم از بین میرود و لذا علت اوّلی هم در آنجا علت روانی بوده و درمان هم در اینجا اختصاصا روانی خواهد بود؛ و اینکه فرمودید که بسیاری از بیماریها را در ضمن هیپنوتیزم یا با این نیرو میشود درمان کرد فکر کنم احیانا همین بیماریها خواهند بود نه بیماریهای عضوی؛ و در مورد بیماریهای عضوی که فرمودید روان درمانی ممکن است مؤثر باشد، از طریق تقویت نیروی عمومی خواهد بود نه اینکه جنبه اختصاصی داشته باشد.
استاد: راجع به آن جهتی که فرمودید اختصاص دارد به بیماریهای روانی، من مقصودم این بود (شاید مقصودم را خوب ادا نکردم): گاهی خود عارضه، روانی است و معالجه هم روانی است. مثلا