مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٨ - نظریه اشاعره
کشف میکند. اصلا علوم طبیعی مبتنی بر حس است. حس فقط وجود را کشف میکند. ضرورت، یک مفهوم عقلی و ساخته عقل انسان است. ضرورت نه مبصَر است نه ملموس نه مسموع و نه مشموم و انسان به هیچ حسی ضرورت را کشف نمیکند و لهذا بسیاری از فلاسفه گفتهاند اصلا ضرورت ساخته عقل است. یک «ساختگی» [و ساخته بودنی] هم میگویند که آن را حتی از اعتبار هم میخواهند بیندازند. ولی در اینکه ضرورت محسوس نیست و به علم در نمیآید (علم مصطلح، یعنی به علم حسی و تجربی) بحث نیست. علوم فقط وجود اشیاء را کشف کرده و وجود این قوانین را به این شکل کشف کرده است، ضرورتی کشف نکرده و نمیتواند هم کشف کند.
معجزات انبیاء جریانهایی است بر خلاف قوانین «طبیعی» که بشر وجود آنها را کشف کرده است نه بر خلاف قوانین «عقلی» از قبیل قوانین ریاضی که عقل بشر ضرورت آنها و محال بودنِ خلاف آنها را کشف کرده است.
چنانچه بگوییم پس قوانین طبیعی اگر ضرورت ندارد چرا وجود دارد؟ میگویند مشیت خداوند است. دکارت و دیگران حتی همان ضرورتهای عقلی را هم نظیر قوانین طبیعی تلقی کردهاند، میگویند آنها را هم خدا قرار داده است. اگر بگویید سه زاویه مثلث مساوی با دو قائمه است، چرا؟ میگوید خدا عجالتا اینجور قرار داده. یک دفعه هم خدا این را عوض میکند که سه زاویه مثلث مساوی با دو قائمه نباشد. «دو شیء مساوی با شیء سوم خودشان با یکدیگر مساوی هستند»؛ میگوید خدا اینجور وضع کرده، خدا اینجور دلش خواسته قرار بدهد، یک روز هم دلش میخواهد قانونش را عوض کند و عوض میکند. ولی حالا به حرف او کار نداریم.
به هر حال اینجور اشخاص میگویند قانون طبیعت یعنی مشیت خدا، خدا اینجور خواسته؛ وقتی مشیت خداست، معجزه هم کار خداست، پس معلوم است خدا جور دیگر مشیت کرده و خواسته؛ این دیگر بحثی ندارد.
این هم توجیهی است که برخی دیگر، از معجزات کردهاند. اگر ما این اصول را بپذیریم باز نیازی نداریم که دنبال راز معجزات برویم و بگوییم یک رازی در معجزات هست. دیگر رازی ندارد؛ راز، مشیت خداوند است.
آقای شریعتی [١] خودمان در مقدمه تفسیر نوین به اختصار و در کتاب محمد خاتم پیامبران جلد دوم (مقاله وحی و نبوت) نسبتا به تفصیل [در این باره بحث کردهاند] که همین بعد به صورت کتاب هم در میآید و در آن کتاب البته بیشتر است یعنی دو برابر این مقاله است ولی خیال نمیکنم در این قسمت چیز بیشتری داشته باشد چون هرچه مربوط به این قسمت بوده- چون من خودم
[١]. [مرحوم استاد محمد تقی شریعتی]