مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٧ - نظریه اشاعره
نظام را به این کیفیت یافتهایم. علوم جز توالی قضایا چیز دیگری نشان نمیدهند.
حال یک مطلب هم من به کمک این اشخاص اضافه میکنم و آن این است که فرق است میان قوانین طبیعی و قوانین عقلی که در ریاضیات یا فلسفه جریان دارد. قوانین ریاضی قوانینی است که عقل ضرورت آنها را کشف میکند و خلاف آن محال است، مثل اینکه شما میگویید دو شیئی که مساوی با شیء سوم باشند خودشان با یکدیگر مساوی هستند. این یک امری است که فرض ذهن ماست یعنی اصلا موضوع را ذهن خود ما فرض میکند و ضرورت آن را هم درک میکند یعنی عقل میگوید خلافش محال است. اگر کسی معجزهاش اینگونه است که دو کمّیت متساوی را پیدا کرده است که این دو کمّیت متساوی با یک شیء سوم مساوی هستند و از همان جهت که ایندو با شیء سوم مساوی هستند خودشان با یکدیگر نامساوی هستند، میگوییم قبول نیست، این خلاف ضرورت عقل است. یا مثل بدیهیاتی از قبیل «کل و جزء». اگر یک کل داشته باشیم و یک شیء دیگر (در اجسام)، حجمی داشته باشیم که جزء حجم دیگر باشد، ضرورت عقل حکم میکند که کل از جزء بزرگتر است چون کل همان جزء است بعلاوه حجم دیگر. امکان ندارد که جزء مساوی کل باشد و یا جزء از کل بزرگتر باشد. این ضرورت عقلی است. اگر پیغمبری آمد امری را ادعا کرد بر خلاف قانون ریاضی یا بر خلاف ضرورت عقلی فلسفی، ما نمیپذیریم و میگوییم عقل این را نمیپذیرد.
ولی قوانینی که ما الآن میگوییم که معجزه بر خلاف آن قوانین است قوانین طبیعی است.
هرگز عقل ضرورت قوانین طبیعی را کشف نمیکند، عقل فقط وجود آنها را کشف میکند، فقط میبیند که این جریان به این شکل وجود دارد، اما عقل نمیداند که آیا ضرورت دارد که همین جور وجود داشته باشد یا ضرورتی ندارد، اینجور وجود دارد؟ مثل این است که در یک اجتماعی که آن اجتماع را خود افراد اجتماع ساختهاند و قانون برایش وضع کردهاند، وقتی خودشان قانون را وضع کردهاند اجتماع به آن شکل وجود پیدا میکند. مثلا قانون وضع کردهاند که در خیابانها وسائل نقلیه از دست راست حرکت کنند؛ شما هم وقتی جادهها و خیابانها را نگاه میکنید میبینید همه جا وسائط نقلیه از دست راست حرکت میکنند. یک آدمی که از بیرون بیاید چه میبیند؟ فقط میبیند اینجور وجود دارد. اما آیا میتواند بگوید این ضرورت دارد که اینجور وجود داشته باشد؟
خلاف این محال است وجود داشته باشد؟ محال است که وسائل نقلیه بخواهند از چپ حرکت کنند؟ نه، فقط میتواند بگوید اینجور وجود دارد. یک روز هم واضعین قانون میآیند آن را عوض میکنند و میگویند خیر، از چپ حرکت کنید.
قوانین طبیعی قوانینی است که بشر فقط وجود اینها را کشف کرده، هرگز ضرورت اینها را کشف نکرده است؛ و این اشتباهی است در باب علوم اگر ما بگوییم علوم طبیعی ضرورت را هم