مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦ - تبیین راههای شبه فلسفی با مثال
استاد: نه، اعمّ است؛ اولا به قرینه أَخْرَجَ الْمَرْعی که در مورد غیر انسان است، و ثانیا [به قرینه] آن آیهای که از زبان حضرت موسی و هارون خطاب به فرعون نقل میکند: قالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی [١] پروردگار ما آن کسی است که هرچیزی را (کلَّ شَیءٍ میگوید، نمیگوید انسان) همان خلقت خودش را (یعنی هرچه نیاز داشته) به او داده. (این همان توازن و نظم و حساب داشتن در خلقت است.) ثُمَّ هَدی (این را با ثُمَّ ذکر میکند) پس از آنکه هرچیزی را خلق کرده، او را در مسیر خودش هدایت کرده است.
مطلب خیلی عالیای است. همین تازگی این مطلب را در جایی دیدم که کمکم عدهای معتقد شدهاند که در تمام موجودات حتی جمادات، نیرویی نظیر نیروی حیاتی هست، به این معنا که در مسیر خودش حسابی را رعایت میکند.
- وَ تَرَی الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً ... [٢].
استاد: بله همین جور است. در قرآن خیلی ریزهکاریهای عجیبی هست. اهمیت قرآن جامعیت آن است و این را انسان به خوبی درک میکند و بهترین دلیل بر اینکه قرآن وحی الهی است همین است. انسان میبیند که هر دانشمندی، هر مقدار نبوغ داشته باشد، وقتی که در مسیری میافتد، آنچنان غرق در آن مسیر میشود که دیگر اصلا غیر آن را نمیبیند. خوب ما سراغ داریم؛ مثلا من برای صدرالمتألّهین فوقالعاده عظمت قائل هستم و اصلا به اندازهای که از کتابهای این مرد و از تدریس کتابهای او لذت میبرم، از هیچ چیزی لذت نمیبرم؛ عالیترین آرزوی من همیشه این است؛ ولی در عین حال حس میکنم که در محیط خودش غرق شده؛ یعنی در آن که فن خودش هست غرق شده است و دیگر از آن نمیتواند بیرون بیاید؛ تفسیر قرآن هم که مینویسد، هیچ امکان ندارد که از آن پوست گردویی که در داخل آن قرار گرفته بیرون بیاید. یک بشر این مقدار نبوغ داشته باشد، ولی بالاخره محدود است.
یا مثلا طنطاوی انصافا مرد دانشمندی است، از حق نباید گذشت؛ اگر این کتاب را به این تفصیل به تنهایی نوشته باشد [٣]، راستی مرد بسیار متبحری بوده. ولی او در علوم تجربی امروز غرق شده است و اصلا نمیتواند از اینها بیرون بیاید و هر جملهای و هر کلمهای را هرجا پیدا میکند، میخواهد حتما به اینجا تطبیق بدهد.
[١]
. طه/ ٥٠.
[٢]. نمل/ ٨٨.[٣]. در جایی ننوشتهاند که جمع، این کتاب را نوشته.