مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٥ - محکمات و متشابهات
آیه اعمّ است؛ یعنی خداوند نعمتی را که قومی دارند از آنها نمیگیرد و تبدیل به نقمت نمیکند مگر خودشان را عوض کرده باشند، نقمتی را هم که قومی دارند از آنها نمیگیرد باز مگر خودشان را عوض کرده باشند. ولی آیه اول فقط در مورد نعمتهاست و به نقمتها کار ندارد اما با یک نکته اضافی و آن اینکه میفرماید: ذلِک بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یک مُغَیراً این بدان موجب است که خدا چنین نبوده است. (قرآن میگوید: ما کانَ اللَّهُ خدا چنین نبوده است؛ یعنی خدایی خدا ایجاب نمیکند.) بر ضد خدایی خداست که نعمتی را گتره از قومی سلب کند. اینکه مشیت خداوند گتره و گزاف جریان پیدا کند و هیچ چیزی را شرط هیچ چیز قرار ندهد، برخلاف حکمت و کمال ذات و خدایی اوست. پس این آیات، آیات مادرند نسبت به آن آیه. آیههایی که راجع به مشیت است همین قدر میگوید که همه چیز به مشیت خداست. این آیه میگوید ولی مشیت خدا اینچنین در عالم جریان دارد، اینچنین قانونی دارد.
پس در قرآن این مطلب یک اصل اساسی بسیار متینی است و در آیات زیادی تکرار شده است که اگر شکر نعمت مرا بجای آورید یعنی اگر از نعمت من درست استفاده کنید آن را ابقا میکنم و اگر با نعمت من بازی کنید، کفران نعمت کنید، آن را از شما سلب میکنم.
پس معنی الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ دِینِکمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ این است که دیگر کافرها، بیرون جامعه اسلامی مأیوسند؛ از ناحیه آنها دیگر خطری برای عالم اسلامی نیست؛ از من بترسید، یعنی از خودتان بترسید. ای جماعت مسلمین! بعد از این اگر خطری باشد آن است که خودتان با نعمت اسلام بد عمل کنید، کفران نعمت کنید، آن استفادهای را که باید ببرید نبرید، در نتیجه قانون من در مورد شما اجرا شود: إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ. از این روز دیگر خطری از خارج، جامعه اسلامی را تهدید نمیکند، خطر از داخل تهدید میکند.
سؤال: همانطور که فرمودید ما معتقدیم که امامت پیشوایی دین و دنیاست و این به دلایلی که گفته شد خاص حضرت امیر است. اما پس چرا بعد از قتل عثمان وقتی که خواستند با حضرت امیر بیعت کنند، حضرت مکث کردند، جای مکث نبود، بایستی که خود به خود قبول میکردند.
جواب: همین سؤال حضرتعالی در کتاب خلافت و ولایت که اخیراً منتشر شده مطرح گردیده است. جواب این مطلب از خود کلمات امیرالمؤمنین روشن است. وقتی آمدند با حضرت بیعت کنند، فرمود: دَعونی وَ الْتَمِسوا غَیری فَانّا مُسْتَقْبِلونَ امْراً لَهُ وُجوهٌ وَ الْوانٌ مرا رها کنید و دنبال کس دیگری بروید که ما حوادث بسیار تیرهای در پیش داریم (تعبیر عجیبی است)، کاری را در پیش