مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٤ - نقد نظرات مهندس بازرگان
مطلب ختم میشود.
در همین فصلِ «نمونههای فراوان زنده ماندن یا زنده شدن» مطلبی است که بیشتر به بحث «شخصیت» ما مربوط است. من این مقدار را برایتان میخوانم:
اگر نظرمان را از انسان به حیوانات و به عالم نباتات تعمیم بدهیم و اعم حیات را در نظر بگیریم، نمونههای بارزی از زنده ماندن حیات و رشد و تشکیل مجدد آن میبینیم. در مورد گیاهها که مثال و نظایر بیشمار است، از قبیل قلمهزدن، پیوند زدن، ریشه خواباندن و غیره.
در تمام این موارد یک قطعه جدا شده از بدن اصلی که در حکم مرده به شمار میرود، در نتیجه قرار گرفتن در محیط مساعد و یافتن خوراک لازم به جنبش و رشد درآمده به تناسب محل، تغییر شکل میدهد (یعنی از پوست و ساقه ریشه سر درمیآورد و سلول پوست تبدیل به سلول ریشه یا گل و غیره میشود) و از نو یک بوته یا درخت کامل مانند بوته اصلی ساخته میشود. در مورد حیوانات، امروزه دیگر نگاهداری یک نسج جدا شده از حیوان اصلی به حالت زنده در شرایط آزمایشگاهی عمل متداول سادهای میباشد و توانستهاند خصوصا در حیوانات ساده و پست، آن را به توسعه و نشو و نما وادارند. انسان چون به لحاظ ترکیب و تشکیل نسوج در مرحله اعلای تنوع و پیچیدگی و ظرافت و دقت است، نتوانستهاند با او عملیاتی را که باغبانها از قدیمالایام روی گیاهان میکردند یا زیستشناسان در آزمایشگاهها با حیوانات پست مینمایند انجام دهند ولی تا این حد توفیق یافتهاند که نه تنها برقزدهها و غرقشدهها و سکتهکردهها را با تنفس مصنوعی و حرکات و ضربات و تزریقاتی به هوش و حیات بیاورند و دستگاه خاموششده ... [١]
بررسی
ما از مجموع اینها چه نتیجهای را به دست میآوریم؟ من این طور فهمیدم که در واقع ما بقای نوع را به دست میآوریم نه بقای شخص؛ یعنی اگر ما تمام این مقدمات را بپذیریم و همه را صد درصد قبول کنیم، به نظر من به آن چیزی که پیغمبران خبر دادهاند، یک قدم هم نزدیک نشدهایم؛ چون آنچه که آنها به ما خبر دادهاند این است که ای شخص! ای انسان! وقتی تو میمیری، همین «تو» با همین شخصیتی که داری، همین شخصِ تو که الآن احساس درد و رنج میکنی، در آینده خواهی آمد و همین شخص اگر کار خوبی در اینجا کرده، محصولش را به صورت لذت و سعادت
[١]. بقیه، تکرار همان حرفهایی است که قبلا گفتیم.