مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٣ - نظام خانوادگی
فوق العاده کرد.» [١]
در صدر اسلام ازدواج با محارم میان زردشتیان امر رایجی بوده است، لهذا این مسأله پیش آمده است که گاهی بعضی از مسلمین بعضی از زردشتیان را به علت این کار مورد ملامت و دشنام قرار میدادند و آنها را بدین سبب زنازاده میخواندند، اما ائمه اطهار مسلمانان را از این بدگویی منع میکردند تحت این عنوان که این عمل در قانون آنها مجاز است و هر قومی نکاحی دارند واگر مطابق شریعت خود ازدواج کنند فرزندانشان زنازاده محسوب نمیشوند [٢] و هم در روایات باب «حدود» آمده است که در حضور امام صادق علیه السلام شخصی از شخص دیگر پرسید که با آن مردی که از او طلبکار بودی چه کردی؟ آن مرد گفت: او یک ولدالزّنایی است. امام سخت برآشفت که این چه سخنی بود؟ آن شخص گفت: قربانت گردم، او مجوسی است و مادرش دختر پدرش است و لهذا هم مادرش است و هم خواهرش پس قطعاً ولدالزّناست. امام فرمود: مگر نه این است که در دین آنها این عمل جایز است و او به دین خود عمل کرده است؟ پس تو حق نداری او را ولدالزّنا بخوانی [٣] صدوق در توحید روایتی نقل میکند و همان روایت در وسائل الشیعه (ابواب النکاح) آمده است که روزی از روزها علی علیه السلام از مردم تقاضا میکرد تا زنده است فرصت را مغتنم شمرده مشکلات خویش را بپرسند و این جمله را تکرار میکرد:«سَلونی قَبْلَ انْ تَفْقِدونی». یکی از سؤال کنندگان اشعث بن قیس کندی بود. این مرد نسبت به ایرانیان نظر خوشی نداشت و ما مجادله او را با علی علیه السلام درباره ایرانیان در صفحات پیش نقل کردیم. این مرد از علی علیه السلام سؤال کرد: چرا با مجوس مانند اهل کتاب معامله میکنید و از آنها جزیه میگیرید و حال آنکه آنها کتاب آسمانی ندارند.
علی علیه السلام فرمود: آنها کتابی داشتهاند. خداوند پیامبری در میان آنها مبعوث فرمود و در شریعت آن پیامبر ازدواج با محارم جایز نبود. یکی از پادشاهان آنها در یک شب که مست بود در حال مستی با دختر خویش درآمیخت. مردم آگاه شدند و
[١]. ایران در زمان ساسانیان، ص ٤٤٨.[٢]. وسائل الشیعه، چاپ امیر بهادر، ج ٣، ابواب مواریث، ص ٣٦٨.[٣]. وسائل الشیعه، چاپ امیر بهادر، ابواب الحدود، ص ٤٣٩.