مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٢ - عرفان و اسلام
ذکر میکنیم:
الف. نظریه گروهی از محدثان و فقهای اسلامی. به عقیده این گروه، عرفا عملًا پایبند به اسلام نیستند و استناد آنها به کتاب و سنت صرفاً عوام فریبی و برای جلب قلوب مسلمانان است و عرفان اساساً ربطی به اسلام ندارد.
ب. نظریه گروهی از متجددان عصر حاضر. این گروه که با اسلام میانه خوبی ندارند و از هر چیزی که بوی «اباحیت» بدهد و بتوان آن را به عنوان نهضت و قیامی در گذشته علیه اسلام و مقررات اسلامی قلمداد کرد به شدت استقبال میکنند، مانند گروه اول معتقدند که عرفا عملًا ایمان و اعتقادی به اسلام ندارند بلکه عرفان و تصوف نهضتی بوده از ناحیه ملل غیرعرب بر ضد اسلام و عرب، در زیر سرپوشی از معنویت.
این گروه با گروه اول در ضدیت و مخالفت عرفان با اسلام وحدت نظر دارند و اختلاف نظرشان در این است که گروه اول اسلام را تقدیس میکنند و با تکیه به احساسات اسلامی توده مسلمان، عرفا را «هو» و تحقیر مینمایند و میخواهند به این وسیله عرفان را از صحنه معارف اسلامی خارج نمایند، ولی گروه دوم با تکیه به شخصیت عرفا که بعضی از آنها جهانی است- میخواهند وسیلهای برای تبلیغ علیه اسلام بیابند و اسلام را «هو» کنند که اندیشههای ظریف و بلند عرفانی در فرهنگ اسلامی با اسلام بیگانه است و این عناصر از خارج وارد این فرهنگ گشته است، اسلام و اندیشههای اسلامی در سطحی پایینتر از این گونه اندیشههاست.
این گروه مدعی هستند که استناد عرفا به کتاب و سنت صرفاً تقیه و از ترس عوام بوده است، میخواستهاند به این وسیله جان خود را حفظ کنند.
ج. نظریه گروه بیطرفها. از نظر این گروه، در عرفان و تصوف خصوصاً در عرفان عملی و بالاخص آنجا که جنبه فرقهای پیدا میکند، بدعتها و انحرافات زیادی میتوان یافت که با کتاب اللَّه و با سنت معتبر وفق نمیدهد، ولی عرفا مانند سایر طبقات فرهنگی اسلامی و مانند غالب فرق اسلامی نسبت به اسلام نهایت خلوص نیت را داشتهاند و هرگز نمیخواستهاند برضد اسلام مطلبی گفته و آورده باشند. ممکن است اشتباهاتی داشته باشند (همچنانکه سایر طبقات فرهنگی مثلًا متکلمین، فلاسفه، مفسرین، فقها اشتباهاتی داشتهاند) ولی هرگز سوء نیتی نسبت به اسلام در کار نبوده است.