مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٣ - طبقه سی و سوم
جامعه شناسی قابل مطالعه است.
٤. در دوره بعد از دوره ترجمه تا قرن ششم و هفتم و تا اندازهای در دوره ترجمه، اکثریت قریب به اتفاق فلاسفه ضمن اینکه فیلسوفند در فن پزشکی مهارت دارند، همچنانکه بوعلی هم فیلسوف است و هم پزشک. در بسیاری از آنها پزشکی بر فلسفه غلبه دارد.
[در] این دوره که دوره «فیلسوفْ پزشکی» است، مسلمان و یهودی و مسیحی شرکت دارند. از صابئیان در این دوره برخلاف دوره ترجمه خبری نیست. در این دوره ما به پزشکان بلندقدر مسیحی یا یهودی زیاد برمیخوریم که ضمناً فیلسوف هم هستند ولی به فیلسوف بلندقدری از یهودیان یا مسیحیان بر نمیخوریم.
مثلًا ابوالفرج بن الطیب که معاصر ابن سیناست، از نظر پزشکی در مرتبهای است که ابن سینا آن را میستاید ولی در فلسفه به هیچ وجه مورد توجه ابن سینا و غیر ابن سینا نبوده است. ابوالبرکات بغدادی و حتی ابوالخیر حسن بن سوار میتوانند استثنایی از این جهت به شمار روند، زیرا ابوالبرکات یک فیلسوف صاحب نظر یهودی بود و ابوالخیر یک فیلسوف مسیحی، ولی چنانکه میدانیم ایندو نیز بر دین اولی باقی نماندند و هر دو آخر کار مسلمان شدند. این آمارها میتواند موضوع مطالعه جالبی از نظر جامعه شناسی باشد که مثلًا در طبقه «مترجمان فیلسوف و فیلسوفان مترجم» فیلسوفان صاحب نظر همه مسلمانند و یا در طبقه «پزشکان فیلسوف و فیلسوفان پزشک» فیلسوفان صاحب نظر همه مسلمانند و غیرمسلمانان بااینکه پزشکان بسیار عالیقدر دارند، فیلسوف صاحب نظر ندارند. این دلیل این است که روح اسلامی با تعقلات فلسفی از سایر روحهای حاکم بر مذاهب دیگر سازگارتر است.
از همه جالبتر اینکه در طول تاریخ تقریباً دوازده قرنی فلسفه و پزشکی دوره اسلامی، نه به یک فیلسوف زردشتی برمیخوریم و نه به یک پزشک زردشتی (و ظاهراً از این قبیل است جمع ریاضیدانان). بدیهی است که همچنانکه یهودیان و مسیحیان میتوانستهاند در این نهضت علمی و فرهنگی و فلسفی شرکت کنند و سهیم باشند، زردشتیان هم میتوانستند شرکت کنند ولی شرکت نکردهاند، همچنانکه در دوران قبل از اسلام هم شرکتی در فرهنگ جهانی نداشتهاند. در دوران قبل از اسلام، ایرانیانی که مشعلدار علم و فرهنگ بودهاند مسیحی و یا یهودی و یا