مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩ - اظهارنظرها
تا حدودی این مطلب را روشن کنیم. ایشان فقط اشارتاً میگویند: «اصول عدالت و قوانین منظم آورد» که البته اینها قسمتی است از آنچه اسلام آورده و داده است.
ایشان در سخن خود صریحاً ادعا میکنند که این اسلام بود که زمینه را برای شکفتن استعدادهای ادبی و حکمت عملی از قبیل سعدی و حافظ و ناصرخسرو و برای شکفتن استعدادهای فلسفی و طبی و ریاضی از قبیل ابن سینا و فارابی و رازی و بیرونی فراهم کرد.
آقای زین العابدین رهنما در مقدمه ترجمه و تفسیر قرآن [١] چنین مینویسد:
«ظهور دین اسلام در عربستان یکی از بزرگترین انقلابهای تاریخ بشری بود ... در اول سده هفتم مسیحی شروع شد و به تدریج در مدت کوتاهی تمام شبه جزیره عربستان را فرا گرفت. پس از آن به کشورهای مجاور هم که دارای برجستهترین تمدن و فرهنگ آن عصر بودند رو آورد. تغییرات و تحولات شگرف و بسیار ژرفی که در مردم و جامعه آن کشورها به نام اصول مذهبی به وجود آورد، از شگفتیهای پر از رمز حیات بشری است که بسیاری وابستگیهای بیهوده زندگی را از میان برد و بسیاری از بستگیهای جدید را که از هر زنجیر پولادین محکمتر بود در دل و فکر مردم آفرید.
این انقلاب به نام تمدن جدید، نه تنها عربستان مرده و صحرای بیآب و علف ساکت و بیسروصدایی را که مردمش بجز انگشت شماری ناشناس بودند، به عربستان پرسروصدایی که هزاران فرد آن به نامها و عناوین و برجستگیهای اخلاقی شناخته شدند تبدیل کرد، بلکه فلسفهها و اندیشههای نوینی برایشان آورد؛ اگرچه پارهای از ریشههای آن از تمدن دو کشور بزرگ مجاور آن (ایران و روم) آبیاری شده بود، معذلک برای آن دو کشور هم بسیار تازگی داشت؛ به منزله دروس نو آسمانی و فلسفههایی از عدالت خواهی و پرهیزکاری علیه ستمگری و بیداد بود که مانند آبهای خنک و گوارایی در دل تشنه افراد آن و در مغز متفکر جویندگان آنها جایگزین گردید. این غلبه فکری بنام (کذا) کاری بزرگ اسلام بر اجتماعات و مردم آن دو کشور بزرگ و رسوخ تعلیمات دادخواهی در
[١]. ص ٧٥.