مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - اظهارنظرها
مردم ستمدیده آنها که راهشان از خلق بریده شده و فقط به سوی خالق باز مانده بود، تنها به عنوان پیروزی پابرهنهها بر چکمه پوشها و غلبه سلاح کهنه بر سلاح نو یا غلبه بیسلاحها بر سلاح داران نبود، بلکه- چنانکه گفتیم- غلبه اندیشه نو و دادخواهی گروه مظلومان بر جمعیت ظالمان و پیروزی ستمدیدگان بر ستمگران بود. این فکر و احساس در مردم آن کشورها چنان رسوخی کرد که برای برانداختن حکومتهای خودشان با پرچمداران آیین اسلامی هم آواز و همفکر شدند و آثار این غلبه معنوی امروز هم که یکهزار و چندصد سال از آن ظهور و پیدایش میگذرد در خانه یکایک افراد ملتهای ایمان آورده برقرار است، در صورتی که از پیروزی جنگی و جنگاوران فاتح عرب کوچکترین اثری در این کشورها باقی نمانده است.»
به عقیده آقای رهنما اسلام وابستگیهای بیهوده را از بین برد و وابستگیهایی پولادین به وجود آورد، فلسفهها و اندیشههای نوینی عرضه و ارائه کرد، غلبه اسلام غلبه اندیشه نو بر اندیشه کهنه بود نه غلبه قومی بر قوم دیگر، غلبه اسلام غلبه عدالت خواهی و پرهیزکاری بود بر ستمگری و تبهکاری، عامل اصلی پیروزی اسلام مردم عرب نبودند بلکه تودههای محروم و تشنه حقیقت و عدالت خود آن سرزمینها بودند که در پرتو یک اندیشه آسمانی بر قدرتهای اهریمنی حاکم بر اجتماعات خود شوریدند.
آقای دکتر عبد الحسین زرین کوب در کتاب کارنامه اسلام [١] در بحث از علل تمدن عظیم و باشکوه اسلامی میگوید:
«... آنچه این مایه ترقیات علمی و پیشرفتهای مادی را برای مسلمین میسر ساخت، در حقیقت همان اسلام بود که با تشویق مسلمین به علم و ترویج نشاط حیاتی، روح معاضدت و تسامح را جانشین تعصبات دنیای باستانی کرد و در مقابل رهبانیت کلیسا که ترک و انزوا را توصیه میکرد، با توصیه مسلمین به «راه وسط» توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی را تسهیل کرد. در دنیایی که اسلام به آن وارد شد، این روح تساهل و اعتدال در حال زوال بود. از دو نیروی بزرگ آن روز دنیا (بیزانس و ایران) بیزانس
[١]. ص ١٣.