مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٨ - عکس العمل ها
کرد آنچنانکه در اول کار آنها را به کتاب خدا دعوت کردید» [١]. در قیامهایی که در صدر اسلام از طرف مسلمانان ایرانی صورت گرفت، سخن از تساوی انسانهاست نه فضیلت عجم بر عرب.
نهضت سیاه جامگان خراسان علیه مظالم و تبعیضات اموی به نام اسلام و عدل اسلامی آغاز گشت نه به نام دیگر. داعیان و نقیبان عباسیان که مخفیانه به دعوت میپرداختند دم از عدل اسلامی میزدند و مردم را به «الرضی من آل محمد» میخواندند. رایتی که برای مردم خراسان از طرف صاحب دعوت- که نامش مخفی نگه داشته میشد- رسید سیاه بود و آیه مبارکه:«اذِنَ لِلَّذینَ یقاتَلونَ بِانَّهُمْ ظُلِموا وَ انَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ» [٢] بر آن ثبت بود.
در آغاز نهضت، نه نام آل عباس در میان بود و نه نام ابومسلم و نه نام قومیت ایرانی و نه نام دیگر؛ تنها نام اسلام و قرآن و اهل بیت و عدل و مساوات اسلامی مطرح بود و هیچ شعاری در بین نبود جز شعارهای مقدس اسلامی. ابومسلم بعدها از طرف ابراهیم امام معرفی شد. در یکی از سفرها که داعیان عباسی مخفیانه به مکه آمدند و با ابراهیم امام ملاقات کردند، او ابومسلم را که هیچ معلوم نیست کی است، اهل کجاست، عرب است یا ایرانی، معرفی کرد و چون ابومسلم در خراسان ظهور کرد به نام ابومسلم خراسانی معروف شد!.
برخی تاریخ نویسان ایرانی اخیراً کوشش دارند که همه موفقیتهای قیام سیاه جامگان را مرهون شخصیت ابومسلم معرفی کنند. شک نیست که ابومسلم سردار لایقی بوده است، ولی آن چیزی که زمینه را فراهم کرد چیز دیگر بود. گویند ابومسلم در مجلس منصور آنگاه که مورد عتاب قرار گرفت، از خدمات خویش در راه استقرار خلافت عباسی سخن راند و کوشش کرد با یادآوری خدمات خود منصور را رام کند. منصور پاسخ داد که اگر کنیزی بر این امر دعوت میکرد موفق میشد، و اگر تو به نیروی خودت میخواستی قیام کنی از عهده یک نفر هم برنمی آمدی.
هر چند در بیان منصور اندکی مبالغه است، اما حقیقت است و به همین دلیل
[١]. سفینة البحار، ماده «ولی»، رجوع شود به صفحه ١٢٩ این کتاب.[٢]. حج/ ٣٩.