مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - ملتی در حال تولد
حاصل کار و مکتسبات فردی و اجتماعی آنها بوده و شما نیزای مسلمانان مشمول همین قانون هستید:
تِلْک امَّةٌ قَدْخَلَتْ لَها ما کسَبَتْ وَ لَکمْ ما کسَبْتُمْ [١].
و بالأخره سرنوشت شما انسانها در گرو تلاش و کوششی است که برای تعالی به سوی پروردگارتان- که مظهر اعلای حق و عدالت و خلاق نیکیها و زیباییهاست- میکنید و مسلّماً پس از تلاش است که به دیدار او نایل میشوید:
یا ایهَا الْانْسانُ انَّک کادِحٌ الی رَبِّک کدْحاً فَمُلاقیهِ [٢].
ملتهای اسلامی گوناگونی که اینهمه از هم جدایند، به لحاظ داعیه و جهان بینی تحت تعلیم و تلقین چنین آموزشهایی هستند و این خود، فرهنگ مشترک این مردم را میسازد و همین فرهنگ اسلامی و توحیدی برای آنها قهرمانان و شهدایی تربیت کرده و خاطرهها و حماسههایی به جا گزارده است که مجموعاً در بافت وجدان مشترک و اسلامی آنها نقشی مهم دارد.
در قرن اول هجری، اصول و داعیههای توحیدی و اسلامی آنچنان آشکار و روشن به مردم ابلاغ گردید که تمام مردم متمدن آن روزگار با جان و وجدان خویش پذیرای آنها شدند و بزودی یک ملت مشترک یا «بین الملل اسلامی» به وجود آمد. ولی این وحدت بزودی به تفرقه بدل شد، چرا که سررشته داران آن زمان نخواستند یا نتوانستند مفاهیم واقعی داعیههای اسلامی را درک کنند. از «بین الملل اسلامی» به عنوان یک امپراطوری و خلافت عربی برداشت شد و این مخالف صریح اصول اسلامی بود. به همین جهت، وحدت به دست آمده بزودی شکست خورد و به دنبال آن تحولات و ضعفها و انحرافات دیگری پدید آمد، تا آنکه مسلمین به تدریج به خواب رفتند.
همزمان با این خواب، غرب مسیحی بیدار میشد. با استفادههای سرشار از سنتهای اجتماعی و فرهنگی و علمی اسلامی، غرب تمدن خود را بنا نهاد؛ تمدنی که صرف نظر از استفادههای علمی از سنتهای اسلامی، از مایههای دنیاپرستانه و ثروت و تجاوز و حکومت دنیا نشأت میگرفت. از چندین قرن پیش، دنیای اسلام مورد هجوم و بهره کشی دشمنان غربی قرار گرفت؛ نخست به هستی فرهنگی و اخلاقی و مذهبی آنها دستبرد زد و
[١]. بقره/ ١٣٤.[٢]. انشقاق/ ٦.