مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦ - ملتی در حال تولد
سپس منابع مادی و اقتصادیشان را به یغما برد. آن خواب دیرینه و این هجوم استعمار، ملتهای اسلامی را روز به روز اسیرتر و خودباختهتر ساخت.
اینک قریب یک قرن است که تحولات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جهان، تکان و بیدارباش مجددی به این ملتها داده است. آنها از یک طرف با بینشی جدید به توحید و اسلام و داعیههای آن نگریستند و یک دنیا حقایق نوین کشف کردند، و از جانب دیگر مشاهده وضع موجود مسلمین و تفرقهها و محرومیتها و عقب ماندگیها درد و طلب نوینی در این مردم ایجاد کرده و میکند.
از طرف دیگر، ما شاهد جوشش و حرکتی در کشورهای اسلامی اسیر هستیم. شعارها و داعیههای توحیدی و آزادیبخش اسلام، نه تنها مسلمین بلکه هر قوم ستم کشیده دیگر را که با این تعالیم آشنایی مییابند به جنبش و پویایی درمیآورد. در کشورهای آفریقایی نوبنیاد و نیز در کشورهای عربی تحت استعمار، اسلام به صورت ایدئولوژی نهضت و قیام محرومین درآمده است.
تمدن غرب نیز که از قرنها پیش در خفا و علن با اسلام میجنگد، با مشاهده این پدیده به جنب و جوش افتاده است؛ یعنی غرب بورژوا و استعمارگر با بلوک شرق مارکسیست از در همزیستی مسالمت آمیز در میآید و از جانب دیگر با اتحاد ذاتی با صهیونیسم، دولتی در قلب ملل اسلامی ایجاد میکند و نیز در تلاش برای به دست آوردن دل پیروان ادیان دیگر چون بودائیان و زرتشتیان و ... میباشد. اکنون چنین به نظر میرسد که غرب مشغول تجهیز و اتحاد تمام قوای ضد اسلام و ضد عدالت علیه اسلام و مسلمین است. به همین جهت دم به دم و از اطراف و اکناف توطئهها و اقداماتی است که برای تضعیف اثر شعارها و تعالیم اسلامی کشف میکنیم.
مجموع این توطئهها و اتحادها موجب تقویت حس درد مشترک در میان مسلمین دردمند میشود و بافت وجدان ملی ایشان را تقویت میکند.
آن بینش و این احساس دردها امروزه رو به پیشرفت و توسعه است و ملیت اسلامی بار دیگر در حال تولد است، ملیتی که از مرزهای قراردادی و اسلافی گذشته و همه مسلمین و حتی همه انسانهای آزاد و یکتاپرست را فرا میگیرد، ملیتی که حاکمیت هر قوم و طبقه و خانوادهای را نفی و انکار میکند و آزادی و رهایی بشر از همه غل و زنجیرهای فکری و اجتماعی و سیاسی و هدایت او به آستان قرب پروردگار عالم اساس و زیربنای آن است.