مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - مذهب تشیع
این مطلب اولًا بستگی دارد به مطلبی که قبلًا بحث کردیم که آیا اسلامِ ایرانیان از روی رضا و رغبت بوده یا به زور و جبر و عنف صورت گرفته است؟ اگر ایرانیان مجبور میبودند که عقاید و افکار پیشین را رها کنند و عقاید اسلامی را بپذیرند، جای این توهم بود که گفته شود آنها چون مجبور بودند عقاید پیشین را ترک گویند ناچار متوسل به حیله شدند.
ولی پس از آنکه مسلّم شد که هیچ وقت مسلمانان، ایرانیان را مجبور به ترک دین و مذهب و عقاید پیشین خود نکردهاند، بلکه به آنها اجازه میدادند که آتشکدههای خود را نگهداری کنند و حتی پس از آنکه اهل کتاب (یهود، نصاری، مجوس) در ذمه مسلمین قرار میگرفتند، مسلمانان خود را ملزم به حفظ معابد آنها میدانستند و مانع تخریب آن معابد میشدند؛ بعلاوه امکان نداشت گروه قلیلی از مردم عرب که مسلّماً عدهشان هیچ وقت به چند صد هزار نرسید بتوانند ملتی چندمیلیونی را مجبور به ترک دین و آیین خود بکنند، خصوصاً با توجه به اینکه هر طرف از همان نوع سلاحی برخوردار بودند که دیگری برخوردار بود بلکه امکانات ایرانیان از هر نظر بیشتر و بهتر بود، علیهذا امکان نداشت که اعراب بتوانند ایرانیان را مجبور به ترک دین خود کنند؛ بنابراین اگر ایرانیان جداً میخواستند عقاید و آداب کهن خود را حفظ کنند چه لزومی داشت که از روی نفاق اظهار اسلام کنند و با نام تشیع آنها را نگهداری کنند؟.
بعلاوه، قبلًا ثابت کردیم که اسلامِ ایرانیان تدریجی بوده است و نفوذ و سلطه عمیق اسلام بر روح ایرانیان و غلبه آن بر کیش زرتشتی بیشتر در دورههایی صورت گرفته که ایرانیان استقلال خود را باز یافته بودند. بنابراین جایی برای این یاوهها باقی نمیماند.
خود آقای ادوارد براون در جاهای متعدد کتاب خود اقرار و اعتراف میکند که ایرانیان دین اسلام را به طوع و رغبت پذیرفتند. در صفحه ٢٩٧ از جلد اول تاریخ ادبیات میگوید:
«تحقیق درباره غلبه تدریجی آیین اسلام بر کیش زردشت مشکلتر از تحقیق در استیلای ارضی عرب بر مستملکات ساسانیان است. چه بسا تصور کنند که جنگجویان اسلام اقوام و ممالک مفتوحه را در انتخاب یکی از دو راه مخیر میساختند: اول قرآن، دوم شمشیر. ولی این تصور صحیح