مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٩ - قرن نهم
مرحوم آقامحمدرضا حکیم قمشهای و مرحوم آقامیرزاهاشم رشتی از علما و حکمای صد ساله اخیر، متخصص در عرفان نظریاند بدون آنکه خود عملًا جزء سلاسل متصوفه باشند.
بهطور کلی از زمان محیی الدین و صدرالدین قونوی- که عرفان نظری پایه گذاری شد و عرفان شکل فلسفی به خود گرفت- بذر این جریان پاشیده شد.
مثلًا محمدبن حمزه فناری سابق الذکر شاید از این گروه باشد. ولی از قرن دهم به بعد این وضع یعنی پدیدآمدن قشری متخصص در عرفان نظری که یا اصلًا اهل عرفان عملی و سیر و سلوک نبودهاند و یا اگر بودهاند- و غالباً کم و بیش بودهاند- از سلاسل صوفیه رسمی برکنار بودهاند، کاملًا مشخص است.
ثالثاًاز قرن دهم به بعد ما در جهان شیعه به افراد و گروههایی برمیخوریم که اهل سیر و سلوک و عرفان عملی بودهاند و مقامات عرفانی را به بهترین وجه طی کردهاند بدون آنکه در یکی از سلاسل رسمی عرفان و تصوف وارد باشند و بلکه اعتنایی به آنها نداشته و آنها را کلًا یا بعضاً تخطئه میکردهاند.
از خصوصیات این گروه که ضمناً اهل فقاهت هم بودهاند، وفاق و انطباق کامل میان آداب سلوک و آداب فقه است. این جریان نیز تاریخچهای دارد که فعلًا مجال آن نیست.
ضمناً از این تاریخچه روشن شد که این شاخه فرهنگی (عرفان) مانند سایر شاخهها تمام جهان اسلام را در برگرفته است، از اندلس و مصر و سوریه و روم گرفته تا خوارزم. البته در این شاخه نیز سهم ایرانیان از نظر کمیت قطعاً بیشتر است.
عرفای بزرگ و طراز اول، هم در میان ایرانیان ظهور کردهاند و هم در غیر ایرانیان.