مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤ - مقیاسهای اسلامی
[سوسک] تشبیه میکند. اصل روایت چنین است:«لِیدَعْنَ رِجالٌ فَخْرَهُم بِأَقْوامٍ، انَّما هُمْ فَحْمٌ مِنْ فَحْمِ جَهَنَّمَ اوْ لَیکونَنَّ اهْوَنَ عَلَی اللَّهِ مِنَ الْجِعْلانِ الَّتی تَدْفَعُ بِانْفِهَا النَّتَنَ» [١] یعنی آنان که به قومیت خود تفاخر میکنند، این کار را رها کنند و بدانند که آن مایههای افتخار جز زغال جهنم نیستند و اگر آنان دست از این کار نکشند، نزد خدا از جعلهایی که کثافت را با بینی خود حمل میکنند پستتر خواهند بود.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله سلمان ایرانی و بلال حبشی را همان گونه با آغوش باز میپذیرفت که فی المثل ابوذر غفاری و مقداد بن اسود کنْدی و عمار یاسر را، و چون سلمان فارسی توانسته بود گوی سبقت را از دیگران برباید به شرف «سَلْمانُ مِنّا اهْلَ الْبَیتِ» [٢] نائل شد.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله همواره مراقبت میکرد که در میان مسلمین پای تعصبات قومی- که خواه ناخواه عکس العملهایی در دیگران ایجاد میکرد- به میان نیاید. در جنگ احد یک جوانی ایرانی در میان مسلمین بود. این جوان مسلمان ایرانی پس از آنکه ضربتی به یکی از افراد دشمن وارد آورد، از روی غرور گفت: «خُذْها وَ انَا الْغُلامُ الْفارِسِی» یعنی این ضربت را از من تحویل بگیر که منم یک جوان ایرانی.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله احساس کرد که هم اکنون این سخن تعصبات دیگران را برخواهدانگیخت؛ فوراً به آن جوان فرمود که چرا نگفتی منم یک جوان انصاری [٣]؛ یعنی چرا به چیزی که به آیین و مسلکت مربوط است افتخار نکردی و پای تفاخر قومی و نژادی را به میان کشیدی؟.
در جای دیگر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:«الا انَّ الْعَرَبِیةَ لَیسَتْ بِابٍ والدٍ وَ لکنَّها لِسانٌ ناطِقٌ فَمَنْ قَصُرَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یبْلُغْ بِهِ حَسَبُهُ» [٤] یعنی عربیت پدر کسی به شمار نمیرود و فقط زبان گویایی است. آن که عملش نتواند او را به جایی برساند حسب و نسبش هم او را به جایی نخواهد رساند.
در روضه کافی مینویسد: روزی سلمان فارسی در مسجد پیغمبر نشسته بود.
عدهای از اکابر اصحاب نیز حاضر بودند. سخن از اصل و نسب به میان آمد. هر کسی
[١]. سنن ابی داود، ج ٢/ ص ٦٢٤.[٢]. سفینة البحار، ماده «سلم».[٣]. سنن ابی داود، ج ٢/ ص ٦٢٥.[٤]. بحارالانوار، ج ٢١، ص ١٣٧.