مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - اظهارنظرها
مدرک تاریخی یافت نمیشود. ناچار باید فرض کنیم که این مورخ به سند و مدرکی دست یافته که چشم هیچ حلال زادهای آن را ندیده و دست احدی به آن نرسیده و مصلحت هم نبوده است که آن سند و مدرک افشا شود. آری ناچاریم چنین فرض کنیم، زیرا اگر چنین فرض نکنیم ناچاریم خدای ناخواسته در حسن نیت و کمال صداقت و نهایت راستگویی این مورخ عظیم الشأن که البته هیچ مأموریتی از طرف وزارت امور خارجه انگلستان برای تألیف این کتاب نداشته است! اندکی تردید روا داریم، و چنین چیزی چگونه ممکن است؟!.
آنچه این مورخ در اسناد و مدارک غیرمرئی- که جز در آرشیو وزارت امور خارجه انگلستان پیدا نخواهد شد- یافته است این است که اولًا برخلاف گفته همه مورخین، ایرانیان در دفاع از ملک و مذهب خویش پایداری و لجاج مینمودند و با آنهمه پایداریها و لجاجها و با آن جمعیت فراوان که بالغ بر صد و چهل میلیون در آن عصر تخمین زده شده است و با آنهمه ساز و برگها، از یک جمعیت چهل پنجاه هزار نفری عرب پابرهنه که از لحاظ عدد کمتر از یک دهم سربازان تحت السلاح ایران بودند و از لحاظ ساز و برگ جنگی طرف مقایسه نبودند و به فنون جنگی آن روز نیز چندان وارد نبودند، شکست خوردند. پس قطعاً این شکست را طبق اظهارات این نویسنده باید به حساب پفیوزی ملت ایران گذاشت نه به حساب نارضایی آنها از حکومت و آیین و نظامات داخلی خود و نه به حساب جاذبه آیین و ایدئولوژی جدید به نام اسلام.
ثانیاً شهرهای ایران به وسیله اعراب مسلمان با خاک یکسان شده است. این شهرها در کجا بوده و چه نامی داشته است و در کدام کتاب تاریخ نام آنها برده شده است؟ جوابش را خود سر جان ملکم باید بدهد.
ثالثاً موبدان و مباشران معبدها از دم تیغ گذرانده شدهاند و آتشکدهها با آتش سوخته شده است، اما اینکه مورخینی مانند مسعودی و مقدسی و غیرآنان نوشتهاند که تا زمان آنها (در حدود قرن چهارم) هنوز آتشکدهها باقی و پابرجا بوده است و حتی امرای مسلمان ضمن پیمان عهد متعهد میشدند که معابد اهل کتاب و از آن جمله مجوس را حفظ کنند، مطلبی است که آقای سرجان ملکم نمیخواهد بحثی در آن باره بکند.
رابعاً کتابهای علمی و مذهبی ایران و کسانی که این کتابها در تصرفشان بوده