مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - نظام فکری و اعتقادی
یا مکاتبی فلسفی وجود داشته است و فلاسفهای به مفهوم واقعی کلمه در آن عصر وجود داشتهاند، در روحیه عامه مردم تأثیری نداشته است و ما برای اینکه افکار و عقاید عامه را بررسی کنیم باید مذاهب و ادیان آن عصر را بررسی نماییم.
اسلام بدون شک یک نظام فکری و اعتقادی جدید به ایران داد، و همانطور که قبلًا ذکر کردیم مردم ایران به شکل بیسابقهای نظامات فکری و اعتقادی اسلام را پذیرفتند و افکار و معتقدات پیشین خود را دور ریختند و این پذیرش، دفعی و فوری نبود، تدریجی بود و مخصوصاً بیشتر در دوره استقلال و قدرت ایرانیان در مقابل اعراب صورت گرفت.
این بحث از این جهت دلکش است که از طرفی اسلام از یک امتیاز خاص برخوردار است که هیچ آیینی مانند آن این اندازه نتوانسته است روح مردم مغلوب را تحت تأثیر و نفوذ معنوی خود قرار دهد.
گوستاولوبون در تاریخ تمدن اسلام و عرب میگوید:
«شریعت و آیین اسلام در اقوامی که آن را قبول نموده تأثیری بسزا بخشیده است. در دنیا خیلی کمتر مذهبی پیدا شده که به قدر اسلام در قلوب پیروانش نفوذ و اقتدار داشته، بلکه غیر از اسلام شاید مذهبی یافت نشود که تا این قدر حکومت و اقتدارش دوام کرده باشد؛ چه، قرآن که مرکز اصلی است اثرش در تمام افعال و عادات مسلمین از کلی و جزئی ظاهر و آشکار میباشد.» [١]
و از طرف دیگر، مردم ایران در میان همه مللی که اسلام را پذیرفتند از یک امتیاز خاص برخوردارند و آن اینکه هیچ ملتی مانند ایران به این سهولت نظام فکری پیشین خود را رها نکرد و آنچنان با جدیت و عشق و علاقه درِ دل خود را به روی افکار و عقاید دین جدید باز نکرد، و به قول «دوزی» مستشرق معروف:
«مهمترین قومی که تغییر مذهب داد ایرانیان بودند، زیرا آنها اسلام را نیرومند و استوار نمودند نه عرب.» [٢]
علیهذا باید نظام فکری و یا نظامات فکری حاکم بر جامعه آن روز ایران را
[١]. تاریخ تمدن اسلام و عرب، چاپ چهارم، ص ٥٥٢.[٢]. تاریخ ادبیات مستر براون، ج ١/ ص ٣٠٣.