مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٦ - عکس العمل ها
درباره ابن مناذر نیز از شخصی نقل میکند که در مجلس یونس بن ابی فروة رسماً او را در ردیف زنادقه معرفی میکردند. تصادفاً آن شخص به مسجد میرود و میبیند ابن مناذر تنها در گوشهای مشغول نماز است.
افشین را به زندقه متهم کردند، ولی عقیده بعضی از مورخین این است که زندقه پاپوشی بود که رقبای سیاسی افشین برای او ساختند.
منصور دوانیقی خلیفه عباسی و سفیان بن معاویه مهلبی حاکم بصره، هر کدام به علت خاصی دشمن عبد اللَّه بن مقفع شدند و سفیان با دستور محرمانه منصور او را کشت و بعد گفتند اسلام ابن مقفع ظاهری بوده و باطناً زندیق بوده است. ابن مقفع مردی دانشمند بوده و کتب مانی را به عربی ترجمه کرده است. از برخی نوشته هایش برمیآید که نسبت به اسلام وفادار بوده است. بدیهی است که تنها ترجمه کتب مانی و یا شرکت در حلقات زنادقه دلیل زندیق بودن نیست.
میگویند اصمعی تا برامکه در اوج عزت بودند گرد آنها میچرخید و آنان را مدح و ثنا میگفت؛ پس از آنکه ستاره اقبال برامکه غروب کرد آنها را هجو کرد و زندیق خواند.
مهدی عباسی قهرمان مبارزه با زنادقه شمرده میشود. او بود که عده زیادی از آنها را کشت و مدعی بود که جدش عباس بن عبد المطلب در عالم رؤیا دستور ازبین بردن آنها را به او داده است. ولی بشار بن برد که در دستگاه مهدی و مورد علاقه او بود، با اینکه به این سمت معروف بود و عمر هشتاد ساله خود را به زندقه گذرانده بود، مورد تعرض واقع نمیشد. مهدی کوشش میکرد که سخنان بشار را نزد فقیهان توجیه و تأویل کند، تا وقتی که بشار به حریم سیاست وارد شد و در یک رباعی خطاب به بنی امیه مهدی را هجو کرد. در این وقت بود که احساسات ضد زندقه مهدی به جوش آمد و فرمان داد او را تازیانه زدند تا هلاک شد.
اکنون ببینیم عکس العمل ایرانیان مسلمان در برابر زندقه و زنادقه چه بوده است؟.
با آنکه ریشه زندقه در میان اقلیتی از ایرانیان بود، زندقه در محیط ایران رشد نکرد و از طرف خود ایرانیان سخت با آن مبارزه شد، این مبارزه هم از وجهه کلامی از طرف متکلمین مسلمان ایرانی پیداست و هم از وجهه فقهی و به وسیله فقهای مسلمان ایرانی.
چنانکه میدانیم عراق مرکز ایرانیان و فقهای ایرانی بود. فقهای عراق از سایر