مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧ - تمدن ایران
به زبان عربی برگردانده شد. صالح زیر دست زادانفرخ کار میکرد و زادانفرخ دبیر حجاج بود. صالح چون به هردو زبان مینوشت مورد توجه حجاج واقع شد. روزی خود صالح به زادانفرخ گفت: بیم آن دارم که حجاج مرا بر تو که ولی نعم من هستی مقدم بدارد و تو از نظرش بیفتی. زادانفرخ گفت: نترس، هرگز چنین نخواهد شد، او به من بیش از تو نیازمند است، دفتر محاسبات را جز من کسی قادر نیست اداره کند. صالح گفت: به خدا قسم اگر بخواهم میتوانم دفتر محاسبات را به عربی برگردانم که اساساً نیازی به زبان فارسی نباشد. زادانفرخ صالح را امتحان کرد، دید راست میگوید. تقاضا کرد که چندی تمارض کند و حاضر نشود. چنین کرد.
حجاج طبیب مخصوص خویش را نزد وی فرستاد. طبیب گفت: من کسالتی در او نمیبینم. در این بین زادانفرخ در فتنه محمد بن اشعث کشته شد و خودبه خود صالح جانشین زادانفرخ گشت. صالح یک روز ماجرایی که بین او و زادانفرخ گذشته بود به حجاج گفت. حجاج خواستار شد که این تصمیم را عملی کند.
این جریان باعث ناراحتی فارسی زبانان، مخصوصاً آنان که از این امتیاز بهرهمند میشدند گردید. روزی مردانشاه پسر زادانفرخ از صالح چند اصطلاح مربوط به حساب را پرسید و گفت با این اصطلاحات چه میکنی؟
صالح معادل آنها را از زبان عربی بیان کرد. مردانشاه ناراحت شد و گفت:
خدا ریشهات را قطع کند که ریشه زبان فارسی را قطع کردی. گروهی از فارسی زبانان حاضر شدند صدهزار درهم به صالح بدهند که به بهانه عدم امکان از تصمیم خویش منصرف شود، اما او منصرف نشد.»
ابن الندیم میگوید:
«ولی دواوین دولتی شام را به زبان رومی مینوشتند نه زبان فارسی و در زمان هشام بن عبد الملک آن را نیز به زبان عربی برگرداندند.» [١]
این جریان به دربار خلفا و حکام آنها مربوط بوده است. سلاطین ایرانی پس از استقلال، دفاتر و دواوین را به زبان فارسی مینوشتهاند. بار دیگر در زمان غزنویان
[١]. الفهرست ابن الندیم، مقاله هفتم (مقالة الفلاسفه)، ص ٣٥٢ و ٣٥٣.