مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣ - کتابسوزی ایران و مصر
نیست و ابوریحان مدرک نشان نداده است، ولی نظر به اینکه ابوریحان مردی است که علاوه بر سایر فضایل، محقق در تاریخ است و به گزاف سخن نمیگوید و فاصله زمانی زیادی ندارد- زیرا او در نیمه دوم قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم میزیسته است و خوارزم در زمان ولید بن عبد الملک در حدود سال ٩٣ فتح شده است و بعلاوه خود اهل خوارزم بوده است- بعید نیست که درست باشد.
اما آنچه ابوریحان نقل کرده، اولًا مربوط به خوارزم و زبان خوارزمی است نه به کتب ایرانی که [به] زبان پهلوی یا اوستا یی بوده است.
وثانیاًخود ابوریحان در مقدمه کتاب صیدلة یا صیدنه که هنوز چاپ نشده، درباره زبانها و استعداد آنها برای بیان مفاهیم علمی بحث میکند و زبان عربی را بر فارسی و خوارزمی ترجیح میدهد و مخصوصاً درباره زبان خوارزمی میگوید: این زبان به هیچ وجه قادر برای بیان مفاهیم علمی نیست؛ اگر انسان بخواهد مطلبی علمی با این زبان بیان کند، مثل این است که شتری بر ناودان آشکار شود [١] بنابراین اگر واقعاً یک سلسله کتب علمی قابل توجه به زبان خوارزمی وجود داشت، امکان نداشت که ابوریحان تا این اندازه این زبان را غیروافی معرفی کند.
کتابهایی که ابوریحان اشاره کرده، یک عده کتب تاریخی بود و بس. رفتار قتیبة بن مسلم با مردم خوارزم- که در دوره ولید بن عبد الملک صورت گرفته نه در دوره خلفای راشدین- اگر داستان اصل داشته باشد و خالی از مبالغه باشد [٢]، رفتاری ضدانسانی و ضداسلامی بوده و با رفتار سایر فاتحان اسلامی که ایران و روم را فتح کردند و غالباً صحابه رسول خدا و تحت تأثیر تعلیمات آن حضرت بودند تباین دارد. علیهذا کار او را که در بدترین دورههای خلافت اسلامی (دوره امویان) صورت گرفته نمیتوان مقیاس رفتار مسلمین در صدر اسلام که ایران را فتح کردند قرار داد.
به هرحال آنجا که احتمال میرود که در ایران تأسیسات علمی و کتابخانه وجود داشته است، تیسفون یا همدان یا نهاوند یا اصفهان یا استخر یا ری یا نیشابور یا آذربایجان است، نه خوارزم؛ زبانی که احتمال میرود به آن زبان کتابهای علمی
[١]. رجوع شود به کتاب بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی نشریه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، مقاله آقای مجتبی مینوی.[٢]. آقای دکتر زرین کوب در کارنامه اسلام، ص ٣٦ اصل قصه را مشکوک دانستهاند.