مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - معبود یا محراب عبادت
کمتر از رب النوع قائل نبوده و نیستند؛ برای آتش روحانیت و تأثیر معنوی و قدرت ماوراء الطبیعی قائل بوده و هستند. قبلًا نقل کردیم که در اوستا «آذر ایزد» پسر اهورامزدا خوانده شده است. کریستن سن میگوید:
«آتش در این آیین مهمتر از سایر عناصر بوده است.» [١]
در پاورقی میگوید:
«عقیده هرتل در یک سلسله مقالاتی که تحت عنوان «منابع و تحقیقات هند و ایرانی» نوشته است این است که ... ایرانیان عنصر آتش را در عالم صغیر و کبیر نافذ میدانستند.»
و سپس خودش چنین اضافه میکند:
«به عقیده ما آنچه هرتل گوید خالی از حقیقتی نیست.»
خود آقای دکتر معین درباره آتشکده «آذر برزین مهر» که یکی از سه آتشکده بزرگ و اصلی باستان بوده میگوید:
«در فصل ١٧ بندهش، بند ٨، آمده: آذر برزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده «پناه جهان» میبود تا زرتشت انوشه روان دین آورد، گشتاسب دین پذیرفت، آنگاه گشتاسب آذر برزین مهر را در کوه ریوند که آن را پشت و پشتاسپان خوانند فرو نهاد.» [٢]
ایضاً درباره همین آتش از خرده اوستا چنین نقل میکند:
«از یاوری این آتش است که کشاورزان در کار کشاورزی داناتر و تخشاتر و پاکیزهتر (شستک جامهتر) هستند و با این آتش بود که گشتاسب پرسش وپاسخ کرد.» [٣]
درباره «آذر فرنبغ» که یکی دیگر از آتشکدههای اصلی بوده است میگوید:
«این آتشکده به موبدان اختصاص داشته است. در تفسیر پهلوی بند پنجم، آتش بهرام، نیایش (خرده اوستا) آمد: نام این آذر فرنبغ است و این آتشی است که نگهبانی پیشه پیشوایی (اتربانی نگهداری آتش) با اوست و از یاوری این آتش است که دستوران و موبدان، دانایی و بزرگی و فر دریافت
[١] مزدیسنا و ادب پارسی، ص ٣٣٣.[٢] مزدیسنا و ادب پارسی، ص ٣٣٣.[٣]. همان، ص ٣٣٤.