مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢ - ادبیات
ابن الندیم در الفهرست نام گروهی از مورخین قرون اولیه اسلامی را ذکر میکند که به اصطلاح «مولی» بودهاند.
موالی ظاهراً غیرعرب بودهاند. من اکنون بهطور قطع نمیدانم که این کلمه تنها بر ایرانیان اطلاق میشد و یا بر سایر ملل غیرعرب و یا عرب که نوعی پیمان با یکی از قبایل عرب داشتهاند نیز اطلاق میشده است. به هرحال ابن الندیم عدهای را با قید «مولی» نام میبرد و بعضی را تصریح میکند که از بلاد ایران بودهاند، از جمله:
واقدی مورخ معروف متوفّی در ٢٠٧، ابوالقاسم حماد بن سابور دیلمی متوفّی در ١٥٦، ابوجناد بن واصل الکوفی، ابوالفضل محمد بن احمد بن عبد الحمیدالکاتب، علان شعوبی کلینی رازی و غیر اینها.
البته نباید مبالغه یا غفلت کرد و پنداشت که ادبیات عرب از لغت و نحو و صرف و بلاغت و تاریخ و غیره یکسره به دست ایرانیان تدوین یافته است. در میان ادبای عربی، از اقوام دیگر نیز که تبرز فوق العاده داشتهاند یافت میشود که برخی عرب و برخی اندلسی و برخی مصری و برخی شامی و برخی کرد یا ترک یا رومی بودهاند.
در گذشته اشارهای به این مطلب کرده و برای احتراز از تطویل بیشتر از ذکر آنها خودداری میکنیم.
در میان کتب ادبی عربی چهار کتاب است که از ارکان ادبیات عرب به شمار میرود: ادب الکاتب ابن قتیبه دینوری، الکامل مبرد، البیان والتبیین جاحظ، نوادر ابوعلی قالی.
از مؤلفان چهارگانه این چهار کتاب، تنها ابن قتیبه ایرانی است. مبرد عرب ازدی است و جاحظ عرب کنانی است و ابوعلی قالی دیاربکری است.
احمد امین در ضحی الاسلام از کتاب المزهر نقل میکند که در قرن دوم هجری سه نفر پدید آمدند که پیشوای دیگران در شعر و لغت عرب و علوم عرب به شمار میروند. [نه] پیش از آنها و نه بعد از آنها مانندی برای ایشان نیامده است؛ همه هرچه دارند از این سه نفر دارند:
١. ابوزید انصاری خزرجی متوفّی در ٢١٥.
٢. اصمعی ادیب لغوی معروف متوفّی در حدود ٢١٥.
٣. ابو عبیده معمر بن المثنی متوفّی در حدود ٢١٠.
از این سه نفر، تنها ابوعبیده ایرانی الاصل است، اما ابوزید عرب مدنی خزرجی