مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٣ - عکس العمل ها
غنا و موسیقی در ایران سابقه طولانی دارد؛ مردم این مرز و بوم با آن مأنوس بودند. در کتاب تاریخ ایران [١]، مشیرالدوله مینویسد:
«بهرام گور از هند دوازده هزار رامشگر آورد.»
فجرالاسلام از تاریخ حمزه اصفهانی نقل میکند که:
«بهرام دستور داد مردم نصف روز کار کنند و نیمی دیگر را به عیش و عشرت بگذرانند، باده بنوشند و نوای موسیقی بنوازند. از این رو مقام آوازه خوانان اوج یافت. روزی بر گروهی عبور کرد که مینوشیدند ولی نمینیوشیدند. پرسید: کو آوازه خوان؟ جواب دادند: میخواستیم از وجودشان استفاده کنیم، اما هزینهشان به واسطه کمیابی زیاد است. بهرام نامهای به پادشاه هند نوشت و رامشگر خواست. دوازده هزار رامشگر از هند آمدند و بهرام آنها را به شهرهای ایران تقسیم نمود.»
عرب با موسیقی و غنا جز به صورت بسیط و سادهاش آشنا نبود؛ پس از امتزاج با ایرانیان، لهو و غنا بسرعت انتشار یافت. عجب این است که سرزمین حجاز از خود سرزمینهای عراق و شام که مرکز اصلی این صنعت بود جلو افتاد. حجاز از نیمه دوم قرن اول هجری، هم مرکز فقه و حدیث بود و هم مرکز لهو و موسیقی. امرا و حکام و متمکنین اموی سخت از لهویات ترویج میکردند و به آنها سرگرم بودند. برعکس، ائمه اهل البیت علیهم السلام شدیداً مخالفت کردند که در فقه و حدیث شیعه منعکس است.
از ائمه اطهار که بگذریم، اگر مطلب را در سطح عامه مردم بررسی کنیم میبینیم توده مسلمان ایرانی و همچنین علمای ایرانی نژاد با آنهمه سوابق ملی در این کار، بیش از توده عرب و علمای عربی نژاد عکس العمل مخالف نشان دادند.
درباره مالک بن انس، امام معروف اهل سنت که نژاد عرب دارد، نوشتهاند که در آغاز کار میخواست رشته موسیقی را تعقیب کند. مادرش او را منع کرد و گفت:
چون چهره و قیافهای زیبا نداری بهتر است رشته فقه را دنبال کنی. همین کار را کرد [٢]
[١]. ص ٢٠١.[٢]. فجرالاسلام، ص ١٧٧.