مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧ - مقیاس ملیت
ولی ملت ما مانند ملتهای دیگر جهان کم و بیش مواد آن را پذیرفته است. اکنون ما از نظر «ملیت ایرانی» درباره این اعلامیه چه بگوییم؟ سایر ملتهایی که تنظیم کننده این اعلامیه نیستند، درباره این اعلامیه که از خارج مرزهای کشورشان به آنها رسیده است چه بگویند؟ آیا احساسات ملی ایجاب میکند که به حکم سابقه تاریخی و به حکم اینکه این اعلامیه از خارج مرزهای آنها سرچشمه گرفته است، با آن مبارزه کنند؟ آن را اجنبی و بیگانه بدانند؟ یا اینکه به حکم دو اصل مزبور: یکی اینکه این اعلامیه رنگ و بوی ملت خاصی ندارد، دیگر اینکه ملت آن را پذیرفته است، باید آن را خودی و غیر اجنبی بدانند؟.
عکس این مطلب را نیز میتوان در نظر گرفت؛ یعنی ممکن است آیین و مسلک و مرامی از میان ملتی برخیزد اما «ملی» شمرده نشود، از باب اینکه رنگ یک ملت دیگر را دارد، یا از راه اینکه مورد قبول این ملتی که از میان آنها برخاسته واقع نشده است، مثلًا کیش مانوی و مسلک مزدکی از میان ملت ایران برخاسته است ولی نتوانسته است پشتیبانی ملت را به دست آورد، به همین جهت این دو مسلک را نمیتوان یک پدیده ملی به شمار آورد.
اساساً اگر این گونه امور را به اعتبار ابداع کنندگان و پیروان معدودشان «ملی» به حساب آوریم عواطف و احساسات اکثریت را نادیده گرفتهایم.
از مجموع مطالبی که گفته شد دانسته میشود که از نظر احساسات ملی و عواطف قومی، نه هر چیزی که از وطن برخاست جنبه ملی پیدا میکند و نه هر چیزی که از مرز و بوم دیگر آمده باشد بیگانه به شمار میرود، بلکه عمده آن است که اولًا بدانیم آن چیز رنگ ملت بالخصوصی دارد یا بیرنگ است و عمومی و جهانی است، ثانیاً آیا ملت مورد نظر آن چیز را به طوع و رغبت پذیرفته است یا به زور و اکراه.
اگر هر دو شرط جمع شد، آن چیز خودی و غیراجنبی به شمار میرود و اگر این دو شرط جمع نشد، خواه فقط یکی از ایندو موجود باشد و خواه هیچ کدام موجود نباشد، آن چیز بیگانه شمرده میشود. به هر حال عامل «اینکه این چیز از میان چه ملتی برخاسته است» نه سبب میشود که الزاماً آن چیز خودی و ملی محسوب شود و نه سبب میشود که اجنبی و بیگانه شمرده شود.
اکنون باید وارد این مبحث بشویم که آیا اسلام در ایران واجد دو شرط هست