مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٧ - نظام خانوادگی
از هرودوت یونانی و استرابون در عصر هخامنشی گرفته تا مورخین عصر حاضر.
هرودوت درباره طبقه اشراف عهد هخامنشی میگوید:
«هر کدام از آنها چند زن عقدی دارند ولی عده زنان غیرعقدی بیشتر است.» [١]
استرابون درباره همین طبقه میگوید:
«آنها زنان زیاد میگیرند و با وجود این، زنان غیرعقدی بسیار دارند.» [٢]
ژوستن از مورخان عصر اشکانی درباره اشکانیان میگوید:
«تعداد زنان غیرعقدی در میان آنها و بخصوص در خانواده سلطنتی از زمانی متداول شده بود که به ثروت رسیده بودند، زیرا زندگانی صحراگردی مانع از داشتن زنان متعدد است.» [٣]
آنچه در ایران باستان در میان طبقه اشراف معمول بوده است چیزی بالاتر از تعدد زوجات یعنی حرمسرا بوده است و لهذا نه محدود به حدی بوده است، مثلًا چهارتا یا بیشتر یا کمتر، و نه مشروط به شرطی از قبیل عدالت و تساوی حقوق زنان و توانایی مالی یا جنسی، بلکه همانطور که نظام اجتماعی یک نظام طبقاتی بوده است نظام خانوادگی نیز چنین بوده است.
کریستن سن میگوید:
«اصل تعدد زوجات، اساس تشکیل خانواده به شمار میرفت. در عمل عده زنانی که مرد میتوانست داشته باشد به نسبت استطاعت او بود. ظاهراً مردان کم بضاعت بهطور کلی بیش از یک زن نداشتند. رئیس خانواده (کذگ خوذای کدخدا) از حق ریاست دودمان (سرادریه دوذگ سرداری دودمان) بهرهمند بود. یکی از زنان، سوگلی و صاحب حقوق کامله محسوب شده و او را «زن ی پادشاییها» (پادشاه زن) یا زن ممتاز میخواندهاند. از او پستتر زنی بود که عنوان خدمتکاری داشت و او را زن خدمتکار «زن ی چگاریها چاکر زن» میگفتند. حقوق قانونی این دو نوع زوجه مختلف بود ... شوهر مکلف بوده که مادام العمر زن ممتاز خود را نان
[١]. مشیرالدوله، تاریخ ایران باستان، جلد ششم، چاپ جیبی، ص ١٥٣٥.[٢]. همان، ص ١٥٤٣.[٣]. همان، ج ٩/ ص ٢٦٩٣.