مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٥ - کتابسوزی ایران و مصر
که عرب بود و فرماندهی سپاه عرب را به حمایت از امین داشت پیروز شد و بغداد را فتح کرد و امین را کشت و ملک هارونی را برای مأمون مسلّم کرد.
خود طاهر شخصاً ضدعرب بود. به علان شعوبی که در بیت الحکمه هارون کار میکرد و کتابی در «مثالب عرب» یعنی در ذکر زشتیها و عیبهای عرب نوشت، سی هزار دینار یا سی هزار درهم جایزه داد [١]. پسرش عبد اللَّه که کتابسوزی مستند به اوست، سرسلسله طاهریان است؛ یعنی برای اولین بار وسیله او خراسان اعلام استقلال کرد و یک دولت مستقل ایرانی تشکیل گردید.
عبد اللَّه مانند پدرش طبعاً روحیه ضدعرب داشت. در عین حال شگفتی تاریخ و شگفتی اسلام را ببینید: همین عبد اللَّه ایرانی ضدعرب که از نظر قوت و قدرت به حدی رسیده که در مقابل خلیفه بغداد اعلام استقلال میکند، کتابهای ایرانی قبل از اسلام را به عنوان اینکه با وجود قرآن همه اینها بیهوده است میسوزاند.
«روزی شخصی به دربار عبد اللَّه بن طاهر در نیشابور آمد و کتابی فارسی از عهد کهن تقدیم داشت. چون پرسیدند چه کتابی است؟ پاسخ داد: داستان وامق و عذراست و آن قصه شیرین را حکما به رشته تحریر آورده و به انوشیروان اهدا نمودهاند. امیر گفت: ما قرآن میخوانیم و نیازی به این کتب نداریم. کلام خدا و احادیث ما را کفایت میکند. بعلاوه این کتاب را مجوسان تألیف کردهاند و در نظر ما مطرود و مردود است. سپس بفرمود تا کتاب را به آب انداختند و دستور داد هر جا در قلمرو او کتابی به زبان فارسی به خامه مجوس کشف شود نابود گردد.» [٢]
چرا چنین کرد؟ من نمیدانم؛ به احتمال فراوان عکس العمل نفرتی است که ایرانیان از مجوس داشتند. به هرحال این کار را عبد اللَّه بن طاهر ایرانی کرد نه عرب.
آیا میتوان کار عبد اللَّه را به حساب همه ایرانیان گذاشت که اساساً چنین تفکری داشتند که هر کتابی غیر از قرآن به دستشان میافتاد میسوختند؟ باز هم نه.
کار عبد اللَّه کار ناپسندی بوده است، اما دلیل مدعای ماست که گفتیم هرگاه فرهنگی مورد هجوم فرهنگ دیگر قرار میگیرد، پیروان و علاقه مندان به فرهنگ
[١]. احمدامین، ضحی الاسلام، ج ١/ ص ٦٤.[٢]. تاریخ ادبیات مستر براون، جلد اول، ترجمه علی پاشاصالح، صفحه ٥١٠، نقل از دولتشاه سمرقندی.