مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩ - کتابسوزی ایران و مصر
آنان شصت درهم بیش نبود و این مزد در نظر ایشان ناچیز بود [١] ٤. ابن خلدون در فصل «العلوم العقلیة و اصنافها» (از مقدمه تاریخش) گوید: وقتی کشور ایران فتح شد کتب بسیاری در آن سرزمین به دست تازیان افتاد. سعد بن ابی وقاص به عمربن الخطاب در خصوص آن کتب نامه نوشت و در ترجمه کردن آنها برای مسلمانان رخصت خواست. عمر بدو نوشت که آن کتابها را در آب افکند، چه اگر آنچه در آنهاست راهنمایی است خدا ما را به رهنماتر از آن هدایت کرده است، و اگر گمراهی است خدا ما را از شر آن محفوظ داشته. بنابراین آن کتابها را در آب یا در آتش افکندند و علوم ایرانیان که در آن کتب مدون بود از میان رفت و به دست ما نرسید [٢]. ابوالفرج ابن العبری در مختصرالدول و عبد اللطیف بغدادی در کتاب الافادة والاعتبار و قفطی در تاریخ الحکماء در شرح حال یحیی نحوی، و حاج خلیفه در کشف الظنون و دکتر صفا در تاریخ علوم عقلی از سوختن کتب اسکندریه توسط عرب سخن راندهاند، (یعنی اگر ثابت شود که اعراب فاتح، کتابخانه اسکندریه را سوختهاند، قرینه است که در هر جا کتابخانهای مییافتهاند میسوختهاند. پس بعید نیست در ایران هم چنین کاری کرده باشند) ولی شبلی نعمان در رسالهای به عنوان «کتابخانه اسکندریه» ترجمه فخر داعی، و همچنین آقای (مجتبی) مینوی در مجله «سخن» ٧٤، صفحه ٥٨٤ این قول را (کتابسوزی اسکندریه را) رد کردهاند.
٥. ابوریحان بیرونی در الآثارالباقیة درباره خوارزم مینویسد که: «چون قتیبة بن مسلم دوباره خوارزم را پس از مرتد شدن اهالی فتح کرد، اسکجموک را بر ایشان والی گردانید، و قتیبه هرکس که خط خوارزمی میدانست و از اخبار و اوضاع ایشان آگاه بود و از علوم ایشان مطلع، بکلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض متفرق ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجهای مخفی و مستور مانده است که به هیچ وجه وسیلهای برای شناختن حقایق امور در آن کشور بعد از ظهور اسلام در
[١]. نقل از تاریخ ادبیات دکتر صورتگر از انتشارات مؤسسه وعظ و خطابه، ص ١٠.[٢]. نقل از پورداود در یشتها، ج ٢/ ص ٢٠.