مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٢ - فقهای اهل تسنن
منصور برای اجرای نقشه خودش این بود که نظر مسلمانان را از مکه و مدینه برگرداند. لذا بنایی به نام «قبة الخضراء» ساخت تا مردم بدانجا رفته اعمال حج بجا آورند و مقرری معمول اهل مدینه را قطع کرد. فقیه آن روز مدینه (در میان اهل تسنن) که مالک بن انس بود، پس از استفتای مردم مدینه در خلع بیعت منصور به خلع او فتوا داد. اهل مدینه از منصور دست کشیده با محمد بن عبد اللَّه از خاندان علی علیه السلام بیعت کردند. کم کم کار محمد بالا گرفت و منصور با وی جنگیده با زحمت بسیار بر وی غلبه کرد و اهل مدینه دوباره با منصور بیعت کردند. با اینهمه، مالک خلفای عباسی را خلیفه نمیدانست و چون حاکم مدینه جعفر بن سلیمان عموی منصور این را فهمید، خشمگین گشت و مالک را احضار نموده و شانه او را برهنه کرده بر آن تازیانه زد.» [١]
ابن الندیم در الفهرست در مقاله مربوط به فقها در ذیل احوال محمد بن شجاع معروف به ابن الثلجی، داستانی نقل میکند که نشان دهنده سیاست خلفای عباسی در مورد ایرانیان (البته ایرانیان غیرشیعه) است. از اسحاق بن ابراهیم مصعبی نقل میکند که گفت:
«خلیفه مرا احضار کرد و گفت فقیهی را برای من انتخاب کن که هم اهل حدیث باشد و هم اهل قیاس، بلندبالا و خوش تیپ و خراسانی الاصل باشد، از آنها باشد که در دولت ما پرورش یافتهاند که طرفدار دولت ما باشد، میخواهم منصب «قضا» را به او بسپارم. اسحاق گفت به خلیفه گفتم مردی با چنین اوصاف، جز محمد بن شجاع ثلجی سراغ ندارم؛ اجازه بدهید با او مذاکره کنم. گفت بسیار خوب، وقتی که پذیرفت او را نزد من آر. اما محمد بن شجاع نپذیرفت، گفت چرا بپذیرم؟ نه به مال و ثروت احتیاج دارم و نه به مقام و نه به شهرت ...» [٢]
چنانکه میدانیم در میان فقهای اهل تسنن، چهار نفر به عنوان صاحب مذهب و صاحب مکتب خوانده میشوند و توده تسنن تابع یکی از این چهار پیشوا میباشد،
[١]. ترجمه تاریخ تمدن، ج ٣/ ص ١٠٤ و ١٠٥.[٢]. الفهرست، ص ٣٠٥.